تارتاریان

تارتاریان

تارتاریان

تارتاریان

تارتاریان

 

"کبد چرب" خود را با این روش به راحتی آب خوردن درمان کنید

یک خبر خوش برای آن دسته از افرادی که به "کبد چرب" مبتلا هستند؛ اصلاً نگران کبد چرب گرید ۱ یا ۲ خود نباشید! کافیست برای درمان از همین امروز شروع کنید ...

به گزارش بهداشت نیوز: یکی از تفاوت‌های کلیدی بین روش‌های درمانی طب سنتی در مقایسه با طب نوین، سهولت و در دسترس بودن روش‌های درمانی طب سنتی است که با سرشت و طبیعت بدن انسان نیز سازگار است.

اساس درمان در طب سنتی، مبتنی بر اصلاح تغذیه و سبک زندگی است و ارائه دستورالعمل‌هایی است که متناسب با طبیعت و مزاج هر فرد بدون اتکا به داروهای عجیب و غریب شیمایی و حتی گیاهی، سلامت از دسته رفته را به بیمار باز می‌گرداند و در عین حال طبیب از جنبه‌های روحی و روانی بیمار خود نیز در جریان درمان غافل نیست.

اما اساس درمان در طب نوین بدون توجه به مزاج و طبیعت فرد بیمار، بر تجویز "داروهای شیمیایی" استوار است؛ داروهایی که برای بیماران با مزاج‌های مختلف به‌صورت یکسان و مشابه تجویز می‌شوند و البته با عوارض و ضایعات مختلفی نیز همراه است.

اما بر اساس آموزه‌های طب سنتی، یکی از کلیدی‌ترین مبانی حفظ سلامت هر فردی و پیشگیری از ابتلا به امراض مختلف، "نحوه غذا خوردن" افراد است؛ این که انسان در هنگام صرف غذا، با چه سرعت و کم‌‌وکیفی وعده غذایی خود را بخورد، نقش چشمگیری در سلامت هر فرد و جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های مختلف دارد.

مطلب پیشنهادی

طرز تهیه ۳ غذای ساده و خوشمزه و فوری دانشجویی

طرز تهیه ۳ غذای ساده و خوشمزه و فوری دانشجویی

طرز تهیه ۳ غذای ساده و خوشمزه و فوری دانشجویی

طرز تهیه ۳ غذای ساده و خوشمزه و فوری دانشجویی

طرز تهیه ۳ غذای ساده و خوشمزه و فوری دانشجویی

طرز تهیه ۳ غذای ساده و خوشمزه و فوری دانشجویی

متاسفانه امروزه، سریع غذا خوردن تبدیل به رویه غالب در اکثر افراد شده است به گونه‌ای که بسیاری از افراد ظرف کمتر از 10 دقیقه وعده غذایی ناهار یا شام خود را صرف می‌کنند!

باید توجه داشت که یکی از دلایل اصلی پرخوری و ابتلا به  چاقی، سریع غذا خوردن است چرا که اکثر افرادی که به عادت بد و غلط سریع غذا خوردن مبتلا هستند حتماً در هر وعده غذایی بیش از نیاز روزانه خود، غذا می‌خورند یعنی سریع غذا خوردن، منجر به عدم ارسال به‌موقع پیام سیری به مغز و ادامه پروسه خوردن توسط فرد می‌شود!

اما پیامد اصلی و وخیم سریع غذا خوردن این مورد بالا که به آن اشاره کردیم، نیست!

پیامد اصلی سریع غذا خوردن که لطمات زیادی را به سلامت گوارش، کبد و قلب شما تحمیل می‌کند، "عدم جویدن کامل لقمه‌های غذاست!!"

بله! "جویدن کامل لقمه غذا" یکی از کلیدی‌ترین رموز حفظ سلامتی و پیشگیری از ابتلا به طیف گسترده‌ای از بیماریها است اما چرا و چطور، جویدن کامل هر لقمه تا این حد در حفظ سلامتی و حتی در درمان بسیاری از بیماریها موثر است؟!

در پاسخ به این سؤال مهم باید به‌صورت خلاصه گفت وقتی در هنگام غذا خوردن،‌ فرد با آرامش و به صورت آهسته اقدام به صرف غذا می‌کند عملاً هر لقمه غذا بین 15 تا 20 مرتبه جویده می‌شود و وقتی هر لقمه بین 15 تا 20 مرتبه جویده شود، مقدار زیادی بزاق دهان ترشح می‌شود و غذای داخل حفره دهانی به‌صورت کامل با بزاق ترکیب می‌شود و مانند یک شیرابه رقیق وارد مری و معده می‌شود.

این یعنی شما با جویدن کامل هر لقمه، نیمی از فراید هضم کامل و صحیح غذا را در دهان و با بزاق دهان خود به انجام رسانده‌اید!!

از سوی دیگر، وقتی هر لقمه غذا به اندازه کافی جویده شود (حداقل 10 مرتبه) فرصت برای ترشح بزاق کافی فراهم می‌شود و بزاقی که با غذا آمیخته می‌شود، یک معجره‌گر تمام معنا برای هضم و جذب کامل غذا و تامین سلامتی انسان است.

اما حالا یک نکته بسیار جذاب و مهم که شاید باور آن برای شما مشکل باشد! بر اساس آموزه‌های طب  سنتی، بسیاری از بیماری‌‌ها از جمله بیماری‌های گوارشی و کبدی به وسیله حجم مناسبی از بزاق دهانی که با لقمه‌های غذا آمیخته و وارد معده می‌شود، قابل درمان است!

بله! درست خواندید! اصلاً تجب نکنید که یکی از حکمت‌ها و موهبت‌های الهی، "بزاقی است که به صورت غیرارادی در هنگام تناول غذا از دهان ترشح می‌شود" و ظاهراً کاربردی غیر از آسان کردن عمل بلع غذا ندارد اما باید بدانیم این بزاق، هزاران نقش و تاثیر در فرایند هضم، گوارش و جذب غذا در بدن انسان دارد و خداوند در آن، ترکیباتی قرار داده که خود به تنهایی قادر به درمان بسیاری از بیماری‌ها است.

اما حالا یک خبر خوش برای آن دسته از افرادی که به "کبد چرب" مبتلا هستند!

حالا و پس از آگاهی از نقش و اهمیت بسیار کلیدی "بزاق" در سلامت جسم و حتی در درمان بیماریها،‌ اصلاً نگران کبد چرب گرید 1 یا 2 خود نباشید! کافیست برای درمان از همین امروز شروع کنید ... می‌پرسید که چه چیزی را باید برای درمان کبد چرب خود شروع کنید؟!

از همین امروز شما یک کار بسیار ساده را با جدیت تمام شروع کنید و نتیجه معجره‌آسای آن را در کمتر از یک ماه ببینید و آن اینکه در هنگام غذا خوردن، هر لقمه غذای خود را حداقل 10 مرتبه بجوید و به همین سادگی، منتظر پاکسازی و بازگشت سلامت کبد خود و خلاصی از شر کبد چرب باشید!!

البته یک پرهیز بسیار مهم و کلیدی را در کنار کامل جویدن غذای خود فراموش نکنید و آن پرهیز از مصرف "آب یخ" است چرا که دشمن بزرگ سلامت کبد شما، آب خیلی یخ و سرد محسوب می‌شود.

در طب سنتی، درمان‌های مختلفی برای کبد چرب وجود دارد اما یکی از بهترین و مجرب‌ترین روش‌های درمانی برای این بیماری که نه نیاز به مراجعه به متخصص دارد و نه نیاز به داروی خاص و نه نیاز به هزینه‌ مالی، همین دستورالعمل "جویدن کامل غذاست."

حالا بازگردیم به نکته‌ای که در مطلع این مطلب به آن اشاره کردیم؛ اساس درمان در طب سنتی مبتنی بر شناخت طبیعت بدن و اصلاح تغذیه و سبک زندگی است؛ آری طب سنتی با ارائه دستورالعمل‌های ساده، در دسترس و بدون هزینه و بدون اتکا به داروهای عجیب و غریب شیمیایی پرعارضه و حتی گیاهی، توانایی آن را دارد که شما را در مقابل طیف گسترده‌ای از بیماریها‌ واکسینه کند و در صورت ابتلا به بیماری‌های مختلف نیز با اتکا به چنین دستورالعمل‌های ساده‌ای، درمان کند و سلامتی را برای شما به رمغان آورد.

 

منبع: تسنیم

 

  • سجاد ورمزیار

صبح ها به هیچ وجه این خوراکی ها را نخورید

سه شنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۸، ۱۲:۰۰ ب.ظ

 

 

 

صبح ها به هیچ وجه این خوراکی ها را نخورید

صبح ها به هیچ وجه این خوراکی ها را نخورید
مطالعات نشان می دهد خوردن صبحانه موجب افزایش توانایی حل مساله و تمرکز بیشتر در فرد می شود.

به گزارش بهداشت نیوز به نقل از آوای سلامت، البته این جمله معنی آن را نمی دهد که روز خود را باید با غذاهای پر شده از قند، چربی و کربوهیدرات آغاز کنید. در اینجا بدترین گزینه های غذایی که باید از خوردن آنها در وعده صبح پرهیز کنید، معرفی شده اند.

غلات بدون سبوس: این نوع غلات دارای کربوهیدرات و قند فراوان است در حالی که فیبر کمی دارد و باعث افزایش ناگهانی قند خون و افت ناگهانی آن می شود. توصیه به انتخاب غلات صبحانه حاوی سبوس است که حداقل 3 گرم فیبر در هر وعده داشته باشد. شما می توانید فیبر اضافه را از طریق مصرف توت ها، جوانه گندم، دانه کتان یا بادام خرد شده در وعده صبحانه به دست بیاورید.

غلات شیرین شده: سازمان غذا و داروی آمریکا متذکر شده است که رنگ های مواد غذایی مورد استفاده در این غلات در کودکان منجر به بیش فعالی می شود. این نوع مواد غذایی همچنین با شیرین کننده های مصنوعی و طعم دهنده هایی که می تواند باعث چاقی شود، بسته بندی شده است. اگر شما ترجیح می دهید که این نوع غلات را برای صبحانه بخورید، سعی کنید که آنها را با فیبر بالا و قند کم امتحان کنید و یا این که به آنها ترکیبات پروتئین و چربی های سالم بیفزایید.

ماست بدون چربی: مصرف تنها یک فنجان ماست بدون چربی در هنگام صبح باعث احساس گرسنگی در اواسط روز می شود. بسته به سطح فعالیت بدنی و وزن، هر فردی باید حداقل 250 تا 500 کالری در هنگام صبح دریافت کند. بنابراین می توانید از مصرف ماست بدون چربی به تنهایی اجتناب کرده و به آن بلغور جو که یک وعده غذایی کامل تر است و به انرژی شما اضافه می کند، بیفزایید

 

یک لیوان آب میوه: برخی از افراد قادر به هضم قند موجود در میوه و سبزیجات نیستند و زمانی که این قندها به صورت مایع نوشیده می ‌شوند با سرعت بیشتری به روده می ‌رسند. این قندها که فودمپ‌ نامیده میشوند، کربوهیدارت‌ های کوچکی هستند که در برخی از مواد غذایی وجود دارند و باعث بروز علائم گوارشی مانند نفخ، درد معده، اسهال و یبوست می ‌شوند. بعلاوه هیچ دلیل منطقی یا سندی وجود ندارد که نشان بدهد مایع کردن میوه و سبزیجات از خوردن جامد آنها بهتر است.

قهوه شیرین: یکی از انتخاب های محبوب در میان افرادی که میل به خوردن صبحانه کامل ندارند، قهوه است. اما بسیاری از افزودنی ها به قهوه از جمله کربوهیدرات و قند، تنها به میزان کالری دریافتی می افزاید و بدون فیبر و پروتئین است. این نوع قهوه اگرچه انرژی شما را به طور موقت افزایش می دهد به همان میزان نیز می تواند آن را سرکوب کند.

دونات: به خاطر داشته باشید که دونات ها مملو از قندهای تصفیه شده، چربی های ترانس، روغن هیدروژنه و آرد سفید فرآوری شده اند و فایده تغذیه ای ندارند.

نان شیرینی حلقوی: از نشاسته سفید و نان شیرینی حلقوی اجتناب کنید؛ چرا که این نوع شیرینی ها با آرد گندم تصفیه شده که حاوی هیچ مواد مغذی و فیبر نیستند، درست می شوند. اکثر شیرینی ها در حال حاضر حاوی مقادیر بالایی از قند و سرشار از پنیر خامه ای و کره و چربی های اشباع شده هستند و منجر به افزایش قند و سطوح انسولین در بدن می شوند.

بیکن و سوسیس: گوشت های فراوری شده مضرترین نوع گوشت هستند و متخصصان دانشگاه هاروارد اعلام کرده اند که هر 1.8 اونس گوشت فراوری شده، خطر ابتلا به بیماری های قلبی را تا 42 درصد بالا میبرد. بعلاوه سدیم بیش از حد موجود در این گوشت ها می تواند باعث یک افزایش ناگهانی در فشار خون شود و آن همچنین ممکن است احتمال سکته مغزی در افراد مبتلا به فشار خون بالا را افزایش دهد.

پن کیک: پن کیک ها مواد غذایی محبوبی برای صبحانه محسوب می شوند و امروزه با مخلوط های آماده در فروشگاه ها موجود هستند که حتی راحت تر درست می شوند. پن کیک ها غنی از کربوهیدرات ها هستند که بطور حتم معده شما را پر می کند، اما به سرعت نیز میل به خوردن غذا را به بعلت گرسنگی زودرس تشدید می کند. به علاوه انتخاب چاشنی های روی غذا، مانند شربت، پودر شکر و ... منجر به چاقی و اضافه وزن می شود.

 

 

 

  • سجاد ورمزیار

نفخ شکم می تواند ناشی از کدام بیماری ها باشد؟

دوشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۰۷ ق.ظ

نفخ شکم می تواند ناشی از کدام بیماری ها باشد؟

نفخ شکم می تواند ناشی از کدام بیماری ها باشد؟
نفخ معده اگرچه متداول است اما همیشه ناشی از رژیم غذایی فقیر، تجربه سطوح بالای استرس، قرار گرفتن در معرض آلاینده های مختلف و ...نیست.

به گزارش بهداشت نیوز خوشبختانه در بسیاری از موارد نفخ معده با رعایت رژیم غذایی متعادل و سالم برطرف می شود اما اگر این مشکل ادامه دار و همراه با سایر علائم از قبیل موارد زیر بود، باید به دنبال بررسی های بیشتر پزشکی رفت:

علل عمده نفخ

اختلالات گوارشی: اکثر مثردم در برخورد با اختلالات مختلف گوارشی مانند سندرم روده تحریک پذیر، کولیت اولسراتیو و بیماری سلیاک، علائمی مانند نفخ، اتساع و ... را تجربه می کنند. برخی از گزارش ها حاکی از آنند که نفخ معده در 96 درصد از افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر رایج است و 56 درصد از افراد مبتلا به یبوست مزمن نیز آن را تجربه می کنند.

احتباس مایعات یا ادم: گاهی اوقات مایعات می توانند در سراسر بدن از جمله در نزدیکی شکم یا لگن تجمع کرده و باعث نفخ بیش از حد و افزایش وزن موقت شوند. شما همچنین ممکن است تورم و درد در مفاصل را نیز در نتیجه آن تجربه کنید. این روند می تواند ناشی از سرطان البته در موارد نادر باشد

کم آب شدن بدن: مصرف غذاهای شور یا نوشیدن الکل بدن را دچار پف و کم آبی می کند. یبوست ناشی از کم آبی بدن نیز علت دیگر تجربه نفخ است.

یبوست: یبوست ناشی از یک رژیم غذایی کم فیبر، کم آبی، کم تحرکی و استرس عامل دیگری برای احساس نفخ و ناراحتی در معده است.

حساسیت های غذایی: اغلب حساسیت های غذایی از قبیل عدم تحمل لاکتوز از دلایل شایع احساس نفخ در معده است. مواد غذایی حاوی گلوتن مانند غلات و حبوبات و برخی محصولات لبنی نیز این علامت را می توانند ایجاد کنند.

عفونت: شما می توانید در برخورد با یک عفونت و التهاب ناشی از آن احساس نفخ را تجربه کنید. برخی از نشانه های دیگر ابتلا به عفونت مانند تب و تورم غدد لنفاوی نیز باید بررسی شوند.

انسداد روده: این نشانه همراه با یبوست، تهوع، استفراغ و البته نفخ است. انسداد روده توسط بافت اسکار یا تومور ایجاد می شود. روده مسدود شده مانع از خروج مدفوع شده و شرایط دردناک را همراه با نفخ ایجاد می کند.

تغییرات هورمونی: سندرم پیش از قاعدگی همراه با مسائل گوارشی از جمله نفخ است و فرد را در معرض یبوست و احتباس مایعات نیز قرار می دهد.

سرطان: نفخ می تواند یکی از نشانه های سرطان روده بزرگ یا سرطان رحم باشد. با پزشک تان در صورت تشدید و ادامه دار بودن نفخ برای شناسایی این نوع سرطان ها حتما باید در تماس باشید.

نکات پیشگیرانه

فیبر بخورید: رژیم غذایی شما نقش مهمی در پیشگیری و یا تشدید نفخ دارد. برای پیشگیری از نفخ باید مطمئن شوید رژیم غذایی حاوی فیبر بالا دارید. مصرف فیبر باید حداقل 25 تا 30 گرم در روز باشد. افزودن فیبر به رژیم غذایی سخت نیست و کافیست شما سبزیجات، میوه ها، اجیل و دانه های بیشتری را مصرف کنید.

آلرژی به گندم و یا حساسیت به لاکتوز را بررسی کنید: این 2 ماده نفخ آور است اما باید توسط پزشک تشخیص داده شود.

از سریع خوردن پرهیز کنید: سریع خوردن غذا بدون این که خوب بجوید باعث قورت دادن هوا و نفخ معده می شود. غذا خوردن باید حداقل 30 دقیقه طول بکشد. توجه داشته باشید که هضم غذا از دهان شروع می شود و با جویدن بیشتر می توانید نفخ معده را کاهش دهید. یک ویژگی دیگر آهسته خوردن، احساس سیری است. بررسی ها نشان داده که هرچه کندتر غذا بخورید، مقدار کمتری غذا خواهید خورد.

از مصرف بیش از حد نوشابه های گازدار پرهیز کنید: این نوع نوشیدنی ها حتی انواع رژیمی آن ها می تواند منجر به گیر افتادن گاز در معده شود. به جای آن آب معدنی با طعم لیمو، پرتقال، خیار بخورید و یا مصرف روزانه نوشیدنی های گازدار را کاهش دهید. چای نعناع برای کاهش و تسکین نفخ معده نیز موثر است.

نمک را محدود کنید: مواد غذایی آماده سرشار از نمک و میزان پایین فیبر است که هر دو ایجاد نفخ می کند. هنگام خرید مواد غذایی آماده و کنسرو به محتویات آن توجه کنید.

مصرف حبوب و سبزی های نفاخ را کاهش دهید: اگر به خوردن حبوب عادت ندارید، با خوردن سبزی هایی مانند کلم بروکلی و گل کلم، با نفخ مواجه خواهید شد. این کار به این منظور نیست که آن ها را از رژیم غذایی خود حذف کنید بلکه آن ها را کم کم به رژیم غذایی خود اضافه کنید تا بدن به ترکیبات عادت کند.

به وعده های غذایی کوچک تر رو بیاورید: به جای 3 وعده غذایی کامل به وعده های متعدد و کوچک تر بپردازید این کار باعث می شود علاوه بر جلوگیری از نفخ، میزان قند خون و گرسنگی نیز کنترل شود. بنابراین به 5 تا6 وعده غذایی کوچک تر در روز و مواد مغذی توصیه شده رو بیاورید.

ورزش کنید: فعال بودن به تنظیم عملکرد سیستم گوارش، مبارزه با یبوست و بهبود گرد خون کمک می کند و فرایند سم زدایی از بدن را تسریع می نماید. انجام حداقل 30 تا 60 دقیقه ورزش برای 5 روز در هفته نشان های نفخ را می تواند تخفیف دهد.

با پزشک تان صحبت کنید: اگر نفخ به علت بیماری های زمینه ای دیگر باشد، شما نیاز به آزمون های تشخیصی برای تعیین علت نفخ دارید. پزشک شما برای تعیین علت نفخ آزمایش خون، سونوگرافی، آندوسکوپی، کولونوسکپی یا بیوپسی را ممکن است تجویز کند.

 

منبع: آوای سلامت

  • سجاد ورمزیار

با خوردن هلو، سالم بمانید

سه شنبه, ۹ مهر ۱۳۹۸، ۱۰:۰۰ ق.ظ

 

 

با خوردن هلو، سالم بمانید

خوردن میوه فواید زیادی برای بدن و سلامتی دارد که بر هیچ کس پوشیده نیست. یکی از میوه هایی که هم طعم بی نظیری دارد و هم برای سلامت بدن مفید است، هلو است که در ادامه به تعدادی از فواید آن می پردازیم:

بهبود هضم غذا

هلو سرشار از فیبر محلول و نامحلول است که به هضم بهتر کمک می کند. مطالعات نشان می دهد فیبر نامحلول موجب کاهش احتمال یبوست می شود. همچنین هلو حاوی اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه است که موجب کاهش التهاب شده و مشکلاتی نظیر بیماری کولیت روده، بیماری کرون و سندروم روده تحریک پذیر را درمان می کند.

افزایش سلامت قلب

خوردن هلو می تواند خطر کلسترول بالا و فشارخون بالا را کاهش دهد. همچنین از آنجائیکه سرشار از پتاسیم و دارای میزان کم سدیم است، برای افراد در معرض ریسک بالا مشکلات قلبی-عروقی بسیار عالی است.

محافظت از پوست

هلو مملو از آنتی اکسیدان ویتامین C است. از اینرو به سنتز کلاژن، مولکول مهم برای سلامت پوست، کمک می کند. همچنین از پوست در مقابل اشعه های مضر ماوراءبنفش محافظت می نماید. هلو چین و چروک ها را کاهش می دهد و بافت پوست را بهبود می بخشد. همچنین ترکیبات موجود در هلو به حفظ رطوبت اولین لایه بدن کمک می کند.

پیشگیری از سرطان

مطالعات نشان می دهد پوست و گوشت میوه هلو حاوی دو نوع آنتی اکسیدان مفید موسوم به کاروتنوئیدها و اسیدکافئیک است که دارای خواص ضدسرطانی هستند. همچنین پلی فنول های موجود در هلو از رشد و پیشرفت سلول های سرطانی ممانعت می کنند. در حقیقت آنها می توانند بدون هرگونه آسیب به سلول های سالم اطراف سلول های سرطانی، سلول های سرطانی را نابود کنند.

کاهش علائم آلرژی

اگر شما به چیزی آلرژی دارید، مصرف هلو منجر به آزادشدن هیستامین ها و سایر مواد شیمیایی از طریق سیستم ایمنی تان شده و با مواد آلرژی زا مقابله می کند. مطالعات نشان می دهد خوردن هلو می تواند از ترشح هیستامین ها در خون پیشگیری کرده و علائم آلرژی را کاهش دهد.

بهبود سلامت چشم

طبق نتایج تحقیقاتی، خوردن سه هلو در روز می تواند خطر بروز بیماری چشمی دژنراسیون ماکولا مرتبط با سن را کاهش داده و از پیشرفت آن جلوگیری کند. این بیماری یکی از دلایل اصلی نابینایی است. هلو سرشار از ویتامین C است که موجب افزایش سلامت چشم و عروق خونی چشم ها می شود.

منبع: مشرقفواید خوردن هلو برای بدن

 

 

  • سجاد ورمزیار

وان شهری مناسب برای خرید پوشاک

جمعه, ۵ مهر ۱۳۹۸، ۱۱:۳۴ ق.ظ

 

 

وان شهری مناسب برای خرید پوشاک

سفرنامه شهر وان ترکیه

با عرض سلام خدمت خوانندگان این سفرنامه بایستی بگم این مطالب کامل و بی نقص نیست ولی می تونه به عنوان کامل کننده سایر سفرنامه ها مورد استفاده قرار بگیره حتما سایر سفرنامه های خوبی که دوستان نوشته اند رو هم قبل از سفربخونید خیلی مفیده من هم همین کار را کردم .سعی کردم موارد تکراری سایرین رو ننویسم . امیدوارم مفید باشه و با لایک و پرسش های شما نقاط قوت و ضعف کارم رو بفهمم.

 

دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۸ ساعت ۱۰ شب ازتهران  ترمینال ۴ ازادی اتوبوس 25 صندلی وی آی پی شرکت میهن نور آریا به قیمت نفری 77000 تومن حرکت کردیم به سمت شهرخوی.

 

سه شنبه 25 تیرماه ساعت ۸ صبح رسیدیم ترمینال شهر خوی. طبق هماهنگی قبلی دفتر تورمان در تهران، در ترمینال مستقیم رفتیم پیش اقای خوش بهاری که توی دفتر شرکت سیما سفر خوی نشسته بود.

82_big.jpg

چون تور ما با صبحانه بود هماهنگ کردن همانجا توی ترمینال صبحانه خوردیم. تخم مرغ و خامه عسل با نان شیرمال و چای. با اینکه ما وسط هفته آمده بودیم باز ترمینال شلوغ بود . همه مسافرهای شهر وان با ماشین های ون حرکت کردن ولی ما که چهارنفربودیم بعد از یکساعت معطلی و بی نظمی (خوش بهاری اصلا منظم نیست سرش هم خیلی شلوغه حتما از قبل چندبار باهاش تماس بگیرید و همه چیزرا خودتان شخصا چک و اوکی کنید. مخصوصا بلیط ماشین ون برگشت از وان به شهر خوی و همچنین بلیط اتوبوس مسافربری از خوی به تهران رو ازش بگیرید و پیش خودتان داشته باشید ، به امید تور نباشید چون آژانس تور تهران هم اصلا پیگیر مسافر خودشون نیستند.).

بالاخره ساعت ۹.۳۰صبح با تاکسی سمند زرد به اسم اقا امیر حرکت کردیم به سمت مرز رازی. خیلی تند رانندگی می کرد .یکساعت و نیم طول کشید. اونور مرز 3 ساعت معطل شدیم برای ماشین تاکسی امیر آقا چون ترکیه به ماشینهای مسافری گیر داده بود. و خیلی بازرسی میکردن. بلاخره با همون تاکسی سمند زرد ایران با سرعت زیاد والبته خطرناک یکساعته مسیر مرز تا شهر وان را طی کردیم. (نظر من اینه که جهت جلوگیری از علافی لب مرز ماشین ها را عوض کنیم و منتظر نشیم که ماشینی که ما رو از خوی آورده لب مرز بخواد همون ماشین ما رو ببره به شهر وان. بهتره اونور مرز سوار ون های ترک بشیم که همگی حاضر و آماده هستند.) ضمنا لب مرز یا همون گمرک رازی گوشی های خودتون رو چک کنید اگه علامت رومینگ نیامده بود می تونید همون لب مرز بدون نگرانی هزینه رومینگ زنگ بزنید. ولی بعدش که حرکت کردید به سمت وان حتما گوشی ها رو به حالت پرواز قرار بدید که هزینه زیاد رومینگ بهتون نخوره.

ضمنا حتما توجه کنید که عوارض خروج از کشور رو قبلا توی ایران پرداخت کنید . چون اونجا لب مرز به مشکل برمی خورید . مرز زمینی مشکلات خاص خودش رو داره . برق قطع میشه . سیستم قطع میشه . اینترنت قطع میشه . فکرکن توی صف هستی وقتی نوبت چک گذرنامه میشه تازه میفهمی یادت رفته عوارض پرداخت کنی باید تازه بری برای پرداخت بعد از پرداخت تازه 20 دقیقه طول میکشه تا اطلاعات پرداخت شما توی سیستم اینترنتی گذرنامه درج بشه و اینها همه یعنی اتلاف وقت و انرژی .

موقع اذان عصر به وقت وان ترکیه رسیدیم به هتل یعنی ساعت حدود ۳و نیم بعداز ظهر بود به وقت تهران یا ساعت 14 به وقت شهر وان  (ساعت شهر وان یکساعت و نیم از تهران عقب تره ) هتل ما هالدی ۴ ستاره عالی بود خیلی نزدیک به خیابان جمهوریت ، ولی با توجه به تجربه سفرهای قبلی خودمون برای اطمینان بیشتر از رزرو صحیح هتل ، خودم از قبل و در تهران با خانم طاهری که توی هتل هالدی کار می کردن استعلام وهماهنگ کرده بودم و ایشون لطف کردن و چک کردن و اوکی داده بودن.

پاسپورت ها را تحویل رزروشن هتل دادیم همه زبان فارسی بلد هستند. اتاق های بزرگ و دلباز به ما دادن. ما چهار نفر بودیم دستشون درد نکنه دو تا اتاق سه تخته به ما دادن طبقه اول . ضمنا کارگرهای هتل تا بهشون نگی دست به چمدونها نمیزنن و براتون حمل نمیکنن . بعدش رفتیم لابی هتل چای و کیک و ابمیوه و هندوانه و خربزه فراهم بود خوردیم. توی هتل هالدی غیر خوراکی های داخل یخچال اتاق ، همه چیز رایگانه.

بعدش رفتیم توی شهرخیابان جمهوریت برای دیدن و خرید . اینجا پره ازفروشگاه و رستوران . هوای وان 10 درجه از تهران خنک تره . خیابان های وان زیاد تابلو اسم و راهنما ندارن . موقعیت و دسترسی هتل عالیه. دارای کتری برقی ، سشوار، دمپایی پارچه ای ، سجاده و مهر نماز ، نماز خانه ، سیف باکس ، توالت فرنگی البته بدون شلنگ و آفتابه ، شامپو بدن و سر و صابون و فقط مسواک نداشت. قوطی کبریت هم توی اتاق بود. توی اتاق سیستم کولر گازی و شوفاژهست .هتل استخر نداره ولی حمام ترکی داره شامل کیسه و لیف و ماساژ.رستوران طبقه ششم هتله و فقط صبحانه دارن . همون طبقه ششم سرویس بهداشتی ایرانی و سنتی خودمون وجود داره با شلنگ و حتی آفتابه .

haldi-otel-van-uc-kisilik-oda_88902.jpg

(عکس از اینترنت)

۲۰۱۹۰۷۱۶_۱۶۲۲۰۳.jpg
۲۰۱۹۰۷۱۶_۱۶۲۲۳۶.jpg

برای شام هم رفتیم رستوران زنجیره ای رامیز (Ramiz) توی خیابان جمهوریت کنار مرکز خرید پارک ، اسکندرکباب و مرغ باربیکیو وهمبرگر خوردیم غذا خوشمزه و تمیزبود.اما به نظرم همبرگر رستوان برگر کینگ بهتر باشه .

 

 

  • سجاد ورمزیار

 

محل زندگی عجیب و غریب ترین موجودات روی زمین را بشناسیم!

احتمالا هرکسی در زندگی خود داستان‌هایی درباره موجودات افسانه‌ای شنیده است. موجودات افسانه‌ای معمولا در فرهنگ‌ها و ملت‌های مختلف به صورت‌های گوناگونی حضور دارند. ازجمله ویژگی‌های اصلی این موجودات افسانه‌ای می‌توان به ترسناک بودن، داشتن قدرت ماورایی، شکل ظاهری عجیب‌ و غریب، کمتر دیده شدن توسط انسان و در انزوا زندگی کردن و همچنین در دسترس نبودن سند معتبر برای اثبات وجود آن‌ها اشاره کرد. در لست سکند قصد داریم 7 نمونه از این موجودات افسانه‌ای را به شما معرفی کنیم، پس با ما این ماجراجویی جذاب را دنبال کنید.

 

  1. شیطانِ جرسی (Jersey Devil)، جنگل ایالتی وارتون (Wharton State Forest)، نیوجرسی (New Jersey) – ایالات‌متحده آمریکا

شیطانِ جرسی

بر اساس افسانه‌ها شیطان جرسی از زن فقیری به نام مادر لیدز در نیوجرسی متولد شد. او با وجود اینکه همسری بددهن و بدرفتار داشت، 12 فرزند به دنیا آورد. زمانِ به دنیا آمدن سیزدهمین فرزند، لیدز به آسمان نگاه می‌کند و با لحنی لعن گونه می‌گوید: «بگذار نفر بعدی شیطان باشد!». بعد از تولد، کودک بال درآورده و از طریق دودکش به آسمان پرواز می‌کند. سپس در جنگل ناپدید می‌شود.

باوجوداینکه منشأ این داستان به فرهنگ‌ عامه می‌رسد ولی افرادی اذعان داشته‌اند که شیطان جرسی را در جنگل ایالتی وارتون دیده‌اند. شیطان جرسی با داشتن بال‌هایی حدودا 25 سانتی‌متری، سری اسب مانند و همراه با شاخ تصور می‌شود.

 

  1. ماملامبو (Mamlambo)، رودخانه مزینت‌لاوا (Mzintlava River)، آفریقای جنوبی (South Africa).

ماملامبو

کشور زیبای آفریقای جنوبی محل تولد و زندگی ماملامبو است. ماملامبو باعث وحشت روستاییانِ کنار رودخانه می‌شود. ماملامبو‌ها سال 1997 به‌عنوان مقصر مرگ 7 نفر معرفی شدند. تعدادی از اجساد به صورتی کشف شد که صورت‌های آن‌ها به طرز وحشیانه‌ای مورد حمله قرار گرفته بود. شاهدان و محلی‌ها می‌گویند معمولاً در زمان طوفان حضور ماملامبو افزایش می‌یابد. این بدین معنی است که احتمال دارد این حیوان در هوای بد جنب‌وجوش بیشتری داشته باشد. شاهدان می‌گویند این حیوان حدود 20 متر طول دارد. همچنین ماملامبو سری اسبی شکل، بدنی شبیه ماهی و پوستی مانند تمساح دارد.

 

  1. چوپاکابرا (Chupacabra)، تگزاس (Texas)، ایالات‌متحده آمریکا

چوپاکابرا

زمانی که گزارش‌هایی مبنی بر قتل‌عام دام‌ها در آمریکای جنوبی افزایش یافت، مسئولین اعتقاد داشتند این قتل‌عام را سگ‌های ولگرد و یا انسان‌هایی که بیماری روانی دارند، انجام داده‌اند؛ اما کمی بعد از آن، عامل این کشتار بزرگ شکارچی زشتی شبیه سگ معرفی شد. این واقعه در کشورهایی مثل پورتوریکو، جمهوری دومینیکن، شیلی، کلمبیا، آرژانتین، پرو، مکزیک و حتی بخش‌هایی از ایالات‌متحده آمریکا اتفاق افتاد. رسانه‌های معروف به دنبال چوپاکابرا می‌گشتند.

گفته می‌شود چوپاکابرا یا «بُزِ مَکَنده» پوستی سیاه دارد و برآمدگی‌های تیزی بر روی پوست آن قرار گرفته است. تقریباً یک متر ارتفاع دارد و بعد از ایجاد یک سوراخ در سر یا گردن طعمه خود، خون آن را می‌مکد. هنوز کسی نمی‌داند این موجود واقعا یک موجود ناشناخته است یا سگی بدترکیب است که کمتر مشاهده می‌شود.

 

 

  • سجاد ورمزیار

بنایی که ثبت ملی نشده، رو به ویرانی دارد!

چهارشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۱۰ ق.ظ

 

 

بنایی که ثبت ملی نشده، رو به ویرانی دارد!

یکی از کارخانه های قدیمی همدان که مهمترین اسناد مربوط به فرش و نقشه خوانی های فرش های قدیمی در چند سال گذشته در آن به آتش کشیده شده اند، امروز رو به نابودی گذاشته است. این خبر پیرامون نابودی کارخانه قدیمی همدان نگارش شد.

نابودی کارخانه قدیمی همدان!

یک شرکت انگلیسی با نام «O.C.M» توسط «سسیل ادواردز» وابسته به کمپانی شرق لندن، نخست در خانه ای در شهر همدان با هشت دستگاه دار قالی، کار قالی بافی را شروع می کند که عمده ترین فعالیتش در شهرهای همدان، اراک و کرمان بود، او در 1948 میلادی برای تالیف کتاب «قالی ایران» به همدان برمی گردد و متوجه می شود که استاد کارش «کبری خانم» 12 دستگاه دارقالی را اداره می کند، یعنی بزرگترین کارگاه قالی بافی در شهر همدان در سال 1314 شمسی، به دستور رضا شاه خلع ید می شود و شرکت سهامی فرش ایران به جای آن شرکت، تاسیس می شود. از سوی دیگر سسیل ادواردز در همدان زندگی می کرده و یک تخته قالی به نام قالی الوند را طراحی ریزی می کند که از بافت و طرح و رنگ ویژه ای برخوردار بوده و او فعالیت خود را در همدان برای بافت فرش ادامه می دهد. امروز کارخانه شرکت فرش در محله زندی های همدان، تنها نمونه باقی مانده از کارخانه های قدیمی همدان است که در طول بیش از 100 سال گذشته ساخته شدند، اما با از بین رفتن تدریجی کارخانه هایی مانند چرم سازی، برق و کبریت سازی؛ کارخانه شرکت فرش، امروز تنها نمونه از کارخانه های باقی مانده در همدان است که کمر همت برای از بین رفتن آن همچنان محکم است. در نزدیکی برج قربان و حدود 90 سال قبل، شرکت منطقه ای فرش استان همدان و کردستان که در واقع نخستین شرکت فرش ایران محسوب می شده را می سازد، بنایی که امروز به نام «ساختمان شرکت سهامی فرش ایران»نامیده می شود، مکانی که امروز در حال تبدیل شدن به مخروبه ای است تا مالکانش با خیال راحت تر و سریع تر آن را پایین بیاورند. حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان با بیان اینکه شرکت فرش 90 سال قبل در این نقطه از همدان احداث می شود، می گوید: صنعت فرش بافی از دوره صفویه و اسماعیل شاه طهماسب در همدان فعال بوده و حتی این منطقه یکی از مراکز تجارت فرش محسوب می شد، به همین منظور نیز بازارها و کاروانسراهای مختلفی برای این کار فعال بوده اند و تاجرها به صورت سنتی از طریق تجارت کار خود را انجام می داده اند. او با بیان اینکه این شرکت فرش در اوایل دوره پهلوی اول به شیوه سنتی فعالیت داشته، ادامه می دهد: به مرور مستر سیمون یک روش جدید برای بافندگی، ریسندگی، رنگرزی، پرداخت و صادر کردن فرش راه اندازی می کند که همه این اقدامات در همین مجموعه انجام می شد، مانند یک کارخانه مدرن. از سوی دیگر بعد از انجام این نوع از اقدامات، شرکت فرش کرمان و تهران نیز ساخته می شود. وی با اشاره به اینکه شرکت فرش همدان و کردستان بعد از انقلاب اسلامی به یک شرکت خصوصی تبدیل می شود، تاکید می کند: از دهه 70 به بعد مدیرانی که مسئولیت آن شرکت را به عهده می گیرند، اجازه ورود هیچکس به این بخش قدیمی شرکت فرش را نمی دهند، حتی در دهه 70 بخش عمده ای از این مجموعه 90 ساله توسط همین شرکت تخریب می شود تا امروز که آن در بدترین شرایط قرار گرفته است. او با اشاره به معماری این مجموعه بسیار بزرگ که طاق هایش به صورت ضربی و شیروانی بوده که در واقع معماری تلفیقی از دوره قاجاری و مدرن را در خود داشته، ادامه می دهد: بخش های باقی مانده از یکی از کارخانه های قدیمی همدان، امروز در شرایط بسیار بدی قرار دارد، در حال حاضر فقط بخش رنگرزی، ریسندگی، پرداخت و انبار آن باقی مانده است. زندی با بیان اینکه بخشی از نقشه های فرش های قدیمی مربوط به 90 یا 100 سال قبل و یکسری پارچه ها و از مهمترین اسناد فرش باقی که از گذشته باقی مانده بود توسط مالکان این کارخانه و در چند سال قبل به بهانه کمبود فضای مناسب آتش زده شد، اظهار می کند: امروز بخشی از نقشه های متاخرتر که متعلق به دوره پهلوی دوم بود و دارای اشیای باارزشی مانند دستگاه پرداخت و چله کشی در حالت بدی و در مخروبه های این کارخانه نگهداری می شوند. وی اما با بیان اینکه امروز هیچکدام از دستگاه های متولی مانند میراث فرهنگی، شهرداری و شرکت فرش ملی ایران، نه تنها توجهی برای حفاظت از این مجموعه ندارند، بلکه به نظر می رسد برای فروش یا تخریب و ساخت مجموعه ای جدید در این نقطه دندان تیز کرده اند، می گوید: در حال حاضر یک گنجینه با ارزش از فرش به خصوص متعلق به همدان در حال نابودی است. هر چند پرونده ثبتی کارخانه قدیمی همدان، توسط کارشناسان میراث فرهنگی استان همدان تهیه شده، اما هیچ ابلاغیه ای که شماره ثبت کارخانه قدیمی همدان در آن ثبت شده باشد، در این پرونده وجود ندارد. در شرایطی که این مجموعه ملی هنوز در فهرست آثار ملی به ثبت نرسیده باشد، می تواند سرعت نابودی کارخانه قدیمی همدان را سرعت ببخشد.

منبع: ایسنانابودی کارخانه قدیمی همداننابودی کارخانه قدیمی همدان 2

 

 

  • سجاد ورمزیار

شوکتیه، سومین مدرسه متفاوت ایران در بیرجند!

جمعه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۸، ۱۱:۲۷ ق.ظ

 

 

شوکتیه، سومین مدرسه متفاوت ایران در بیرجند!

بارها شنیده‌اید و یا در خبرها و مقالات مختلف این عبارت را خوانده‌اید که ایران کشور زیبا و افسونگرمان در هر استان، شهر و روستای خود اسرار تاریخی بسیاری را مدفون دارد. تاریخی که گاهی غمناک است و گاهی مایه مباهات، در پیشنهاد امروز ایرانگردی لست سکند شما را به استان خراسان جنوبی خواهیم برد، استانی که خود پر از اعجایب و شگفتی است.

مدرسه شوکتیه

بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی است و در شرق ایران قرار دارد. در این شهر جاذبه‌های تاریخی بیشماری را می‌توانید ببینید، اما امروز شما را با مدرسه شوکتیه، مدرسه‌ای که بعد از مدرسه‌ی عالی دارالفنون و مدرسه ابتدائی رشدیه تبریز، به عنوان سومین مدرسه که در آن آموزش به سبک نوین اجرا می‌شد، انتخاب شده است.

 

مدرسه شوکتیه


مدرسه شوکتیه از وقفیات امیر اسماعیل خان است که به شوکت الملک اول معروف بوده و همراه محمد ابراهیم خان علم (شوکت الملک دوم) که پدر اسدالله علم است در سال ۱۳۰۸ هجری قمری توسط استادان و معماران یزدی بنا نهاده شد و در سال ۱۳۱۲ هجری قمری نیز عملیات ساختنش به پایان رسید.

مدرسه شوکتیه

این بنا در ابتدا تحت عنوان حسینیه شوکتیه، توسط محمد ابراهیم خان علم ساخته شد و در سال ۱۲۸۲ هجری شمسی به مدرسه تبدیل شده‌ است. شوکت ‌الملک تحت تأثیر اقدام امیرکبیر در تأسیس مدرسه دارالفنون در صدد برآمد مدرسه مشابهی را در بیرجند تأسیس کند. او در سال ۱۳۲۵ ه‍.ق مطابق با ۱۲۸۵ خورشیدی در محل حسینیه شوکتیه که توسط برادرش در سال (۱۳۱۲ه‍. ق) ساخته شده بود اقدام به تأسیس مدرسه شوکتیه کرد. مدرسه‌ای که بی‌نهایت زیباست و حتی تماشای تصاویرش، لذت بخش است!

مدرسه شوکتیه
مدرسه شوکتیه
مدرسه شوکتیه
 

 

 

  • سجاد ورمزیار

حقایقی درباره موز | این موزها باعث نفخ می شوند

پنجشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۲۸ ق.ظ

 

 

حقایقی درباره موز | این موزها باعث نفخ می شوند

 

به گزارش بهداشت نیوز موز یکی از نسبتاً ارزان‌ترین و پایدارترین میوه‌هاست و برای همین یکی از معروف‌ترین میان‌وعده‌هایی است که اغلب مردم در سراسر جهان خریداری می‌کنند.

اگرچه خواص موز برای بسیاری آشکار است، تعداد اندکی می‌دانند که میزان رسیدگی موز می‌تواند روی خواص تغذیه‌ای آن تأثیر بگذارد.

کارشناس تغذیه، رایان پینتو از استرالیا، اخیراً‌ تصویری گرافیکی از موز ارائه داده که بر اساس میزان رسیدگی آن خواص آن را تعیین می‌کند.

 

او می‌گوید: «بهترین راه برای فهمیدن اینکه چطور سلامت موز تغییر می‌کند، این است که تحقیق کنیم در حین رسیدن در موز چه تغییراتی اتفاق می‌افتد.»

برطبق گفته‌های رایان، موز‌های سبز موز‌های جوان هستند که میزان FODMAP در آن‌ها پایین است و غنی از نشاسته هستند. او می‌نویسد: «به نشاسته موز، نشاسته مقاوم گفته می‌شود که دستگاه گوارش را وادار می‌کند سخت‌تر کار کند. به‌همین دلیل است که بعد از خوردن موز سبز به سرعت احساس سیری می‌کنید.»

اما نشاسته موجود در موز سبز می‌تواند به شما «احساس نفخ بدهد»، «بافت مومی موز هم ناشی از همین نشاسته است.»

«اگر به دنبال موزی هستید که کربوهیدارت پایین‌تری داشته باشد، موز سبز بخورید. بدن شما در نهایت نشاسته را به گلوکوز تبدیل می‌کند. به‌این‌ترتیب، موز‌های سبز سطح قند خون شما را آرام آرام افزایش می‌دهند».

«یگانه مشکل موز‌های سبز طعم آنهاست. به دلیل قند پایین مزه کمی تلخی دارند».

موز زرد

رایان می‌گوید با خوردن موز‌های زرد با نشاسته خداحافظی و به قند سلام می‌کنید.

موز‌های زرد «بافت نرمتری دارند و شیرین‌ترند، چون حاوی قند بیشتری هستند. شاخص گلیسمی در این موز‌ها بالاتر است که به این معنی است هضم آن‌ها آسان‌تر است.

رایان می‌گوید: «با کم شدن میزان نشاسته‌ای که نیازمند تجزیه است، دستگاه گوارش شما مواد مغذی را زودتر جذب می‌کند.»

«متأسفانه همواره بخشی از ریزمغذی‌ها با بیشتر رسیدن موز‌ها از بین می‌روند. در‌عوض موز‌های زرد حاوی آنتی‌اکسیدان‌های بیشتری هستند.»

لین وارد، متخصص تغذیه از بریزبین، برای میان وعده یک تخم‌مرغ زرد و یک تخم‌مرغ آب‌پز می‌خورد. او در ۶ وعده غذا در روز می‌خورد و در کنارش چندین فنجان چای و آب می‌نوشد.

موز‌های خالدار

موز‌های خیلی رسیده خال‌های قهوه‌ای‌رنگی روی گوشتشان دارند و از موز‌های دیگر شیرین‌تر هستند که این یعنی میزان قند آن‌ها بسیار بیشتر از موز‌های دیگر است.

رایان می‌گوید: «خال‌های قرمز نه‌تن‌ها نشان می‌دهد که موز‌ها رسیده‌اند بلکه همچنین نشان می‌دهد چه میزان از نشاسته موز تبدیل به قند شده است.»

«هر چه میزان خال‌های قهوه‌ای روی موز بیشتر باشد، موز حاوی قند بیشتری است.»

با‌این‌حال رایان معتقد است خال‌های قهوه‌ای روی موز نشان می‌دهد که موز می‌تواند ایمنی دستگاه گوارش را قدری افزایش دهد.

«موز‌های خالدار حاوی آنتی‌اکسیدان زیادی هستند که افراد را در مقابل سرطان محافظت می‌کند.»

«فاکتور نکروز تومور که تومور‌ها را تخریب می‌کند با خال‌های قهوه‌ای موز مرتبط است.»

موز‌ قهوه‌ای

رایان می‌گوید: «آن نشاسته‌های مقاوم را یادتان هست؟ خوب، در موز قهوه‌ای این نشاسته‌ها دیگر به کلی قند هستند. به‌موازاتی که نشاسته تجزیه و تبدیل به قند می‌شود، کلروفیل هم تغییر شکل پیدا می‌کند.

تجزیه کلروفیل است که توضیح می‌دهد چرا موز‌های بسیار رسیده حاوی آنتی‌اکسیدان‌های بیشتری هستند.


همه انواع موز‌ها ۱۰۰ درصد کالری دارند، چربی‌شان کم است و منبعی غنی از پتاسیم، ویتامین بی ۶، سی و فیبر هستند.»

 

 

  • سجاد ورمزیار

ایوان مدائن | بزرگترین طاق دنیا

يكشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۸، ۰۲:۱۲ ب.ظ

 

 

ایوان مدائن | بزرگترین طاق دنیا

 

شهر باستانی مدائن یا به عبارتی تیسفون که در کنار رود دجله واقع شده است در حدود 35 کیلومتری جنوب شرقی بغداد امروزی قرار دارد. این شهر که در اواخر سده 120 قبل از میلاد بنا شده است یکی از بزرگ ترین شهرهای منطقه باستانی بین النهرین بود و از سال 570 بعد از میلاد، بزرگ ترین شهر جهان محسوب می شد که در دوره فتوحات مسلمانان در 637 بعد از میلاد سقوط کرد. امروزه تنها سازه ای که از مدائن به جا مانده است طاق کسری یا همان ایوان مدائن است که گفته می شود کاخ و محل اقامت خسروی یکم پادشاه سلسله ساسانیان در اواخر قرن 6 میلادی بوده است. ایوان مدائن یکی از بزرگ ترین طاق های تک هلالی و بدون ستون جهان است که در معماری آن تماما از آجر استفاده شده است.
شهر مدائن توسط مهرداد یکم پادشاه سلسله اشکانیان بعد از شکست دادن یونانی ها و ضمیمه کردن بابل به امپراتوری پارت ها به عنوان اقامتگاه سلطنتی بنا شد. طبق قوانین امپراتوری اشکانی شهر مدائن تبدیل به مرکز سیاسی و تجاری شد و در سال 58 قبل از میلاد عنوان پایتخت امپراتوری را به خود اختصاص داد. به تدریج این شهر با پایتخت قدیمی سلوکیه در عصر هلنیستی و سایر مناطق مجاور در هم آمیخت تا یک کلانشهر با نژادهای گوناگون تشکیل دهد.
در قرن دوم میلادی تبادل قدرت بین رومی ها و پارت ها سبب شد مدائن 6 بار بین 2 امپراتوری دست به دست شود. در آخرین تصرف شهر توسط رومی ها، آن ها اقدام به غارت شهر و ویران کردن کاخ ها کردند و هزاران نفر از مردم را به بردگی با خود بردند. در سال 226 بعد از میلاد شهر مدائن به دست امپراتوری ساسانی افتاد و مدائن یک بار دیگر شکوفایی را تجربه کرد. با همگردی همراه باشید تا بیشتر درمورد جزئیات بزرگترین طاق دنیا یعنی طاق کسری بدانید.

طاق کسری

معماری طاق کسری

قدیمی ترین کاخ های مدائن در شرقی ترین بخش آن واقع شده اند که در منابع عربی از آن با عنوان شهر قدیمی نام برده شده است؛ جایی که اقامتگاه خاندان ساسانی در آن قرار دارد و با عنوان کاخ سفید شناخته می شود.
بخش جنوبی مدائن با عنوان آسپانبار (Aspanbar) شناخته می شود که به داشتن گذرگاه ها، غنای معماری، اسطبل ها و حمام های عمومی معروف است.
بعد از اینکه مدائن مجددا به مدت کوتاهی به تصرف رومی ها درآمد خسرو یکم پادشاه ساسانی توانست یک بار دیگر کنترل مدائن را به دست گیرد. سپس او شروع به ساخت یک کاخ بزرگ با چندین طبقه کرد که دارای یک طاق هلالی شکل با 37 متر ارتفاع و 26 متر عرض در ورودی کاخ بود که طاق کسری نام گرفت. قسمت بالایی طاق حدود 1 متر ضخامت دارد در حالی که دیواره های پایین که زیربنای کاخ را شکل می دهند تا 7 متر ضخامت دارند. می توان گفت که تا دوران معاصر این طاق بزرگترین طاق دنیا بوده است که بدون هیچ ستون نگهدارنده ای ساخته شده است.
بعد از اینکه عرب ها در سال 637 بعد از میلاد مدائن را تصرف کردند از ایوان مدائن به عنوان مسجد استفاده کردند تا زمانی که این محل به تدریج متروکه شد. مدائن در قرن هشتم با ظهور شهر جدید بغداد به حاشیه رانده شد و از خرابه های متروکه مدائن به عنوان منبع سنگ و شن و ماسه برای ساخت مصالح ساختمانی استفاده شد. بعدها جریان سیلاب تمام سازه های باقی مانده از این شهر از جمله بزرگترین طاق دنیا را تخریب کرد که گفته می شود یک سوم طاق کسری توسط سیل جاری شده در سال 1888 از بین رفت.
تنها قسمت آجری باقی مانده از ایوان مدائن همان سر در هلالی شکل آن است؛ آخرین بازمانده از شهری که به مدت 7 قرن پایتخت اصلی سلسله های قدرتمند اشکانیان و ساسانیان بود.

ایوان مدائن یا طاق کسریطاق کسری در شهر باستانی تیفسونطاق کسری یا ایوان مدائن

 

 

  • سجاد ورمزیار

هنرمندی به غول های افسانه‌ای در جنگلی در دانمارک زندگی بخشیده!

توماس دامبو به‌عنوان یک هنرمند دانمارکی به خاطر مجسمه‌های باورنکردنی و فضای آزادش شناخته‌ شده است که غول‌های بزرگ و افسانه‌ای را حجاری می‌کند. در پروژه‌ای، فستیوال تومارولند از او خواست که پارک د اسکور در بوم بلژیک را تبدیل به جنگلی جادویی کند که 7 غول دوست‌داشتنی در آن زندگی می‌کنند.

نصب جدید این مجسمه‌های چوبی بخشی از پانزدهمین سالگرد فستیوال الکترونیک به‌ عنوان هدیه‌ای به جامعه محلی است. دامبو با استفاده از چوب‌های قدیمی طبقات سوپرمارکت‌ها، پالت‌ها و شاخه‌های درختان قطع‌ شده به 200 نفر کمک کرده تا آن‌ها بتوانند مواد لازم برای ساخت مجسمه‌های او را جمع‌آوری کنند. مجسمه‌های او 7 تا 18 متر طول دارند و باعث شده که دامبو و 15 نفر از همکارانش 25 هفته را صرف ساختن آن‌ها کنند. مجسمه‌های چوبی مختلف را می‌توان در قسمت‌های مختلف جنگل دید که برخی مشغول به انجام کاری هستند و برخی دیگر فارغ از کار روزانه در حال استراحت هستند.

به گفته دامبو: «از زمانی که کودک بودم همیشه به شنیدن داستان‌های افسانه‌ای علاقه داشتم، همیشه تصور می‌کردم در یک دنیای جادویی زندگی می‌کنم که پر از غول‌ها و اژدهاست. وقتی به سن نوجوانی رسیدم شروع به نوشتن داستان، ثبت کردن، گردشگری و خلق جهانی کردم که بتوانم این داستان‌ها را در آن‌ها بازگو کنم. در آخرین پروژه، تمامی این موارد را باهم ترکیب کردم. بازیافت، طبیعت و مجسمه‌ها.»

نصب 7 غول دامبو و برج جادویی، بیان‌ کننده داستانی مسحورکننده است، جایی که 7 غول بزرگ‌، مردمان کوچک را به زندگی صلح‌آمیز خود در جنگل و به‌ دور از مزاحمت انسان‌ها دعوت می‌کنند. دامبو ادامه داد: «امیدوارم بتوانم مردم را از شهرهای شلوغ و از پای کامپیوترها به طبیعت کشانده و مجدداً به دنیای طبیعی متصل کنم. من برای نشان دادن توانایی بالقوه این مواد، تمام مجسمه‌های خود را از مواد بازیافت شده درست کرده‌ام که معمولاً دور انداخته‌ شده و برای محیط خطرناک هستند.»

باهم، نگاهی به غول‌های دامبو می‌اندازیم. حقیقتا کار چنین هنرمندانی که در کنار خلق آثار هنری، گامی در جهت حفظ محیط زیست برمی‌دارند، ستودنی‌ست.

هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
هنرمند بازیافت کننده، 7 غول افسانه‌ای بزرگ را در جنگلی در دانمارک حجاری می‌کند
  • سجاد ورمزیار

 

 

دریاچه مونه در ژاپن، نقاشی عجیبی که نمود واقعی پیدا کرد!

نقاش امپرسیونیست، کلاد مونه، آثار حیرت‌انگیزی را از خود بر جای گذاشته است. اما شاید هیچ‌کدام از آثار او به‌ اندازه مجموعه واتر لیلی (نیلوفر آبی) او سر و صدا نکرده باشند؛ اثری که الهام‌بخش آن‌، یکی از دریاچه‌های موجود در سکونتگاه او شهر گیورنی بود. منظره دریاچه به نماد آرامش تبدیل‌ شده است و هنوز می‌توانید در کشور فرانسه از آن بازدید کنید، اما آیا می‌دانید که یک نمونه مشابه با آن در نقطه‌ای دیگر از جهان وجود دارد؟ با توجه به تأثیر فرهنگ ژاپن در امپرسیونیسم، تعجبی ندارد اگر یک نسخه تقریباً همسان از این دریاچه در ژاپن یافت شود.

دریاچه مونه در ژاپن

این دریاچه که در منطقه گیفو و بیرون از شهر سِکی واقع‌ شده است، پایین یک تپه در جنوب یک معبد شینتوی کوچک و معمولی قرار گرفته است. تا چند سال گذشته هیچ نامی برای این دریاچه دیدنی برگزیده نشده بود؛ سپس عکس‌هایی از آن به‌صورت آنلاین پخش شد و مردم سریعاً متوجه شباهت آن با دریاچه‌ای که در نقاشی‌های نیلوفر آبی مونه دیده می‌شود شدند. پس‌ از آن، این دریاچه با نام دریاچه مونه شناخته شد و اکنون مردم به این منطقه می‌آیند تا از زیبایی آن لذت ببرند. دریاچه مونه در ژاپن یک باغ واقعی است، اما مانند نقاشی‌ای است که آن را به دنیای واقعی آورده باشند و حیات یافته باشد.

آب زلال و بلوری دریاچه، از ویژگی‌های برجسته آن به شمار می‌رود؛ دلیل این شفافیت آن است که آب این چشمه، دارای هیچ ماده غذایی‌ای نیست. کوه کوگا به‌ عنوان منبع این چشمه از یک سنگ آتش‌فشانی به نام ریولیت ساخته‌شده است که هیچ ماده غذایی برای تشکیل میکروب‌ها در آن وجود ندارد. شفافیت آب به زیبایی آن می‌افزاید، چراکه با کوچک‌ترین تغییری در نور محیط رنگ آن تغییر می‌کند.

دریاچه مونه در ژاپن

این دریاچه که پر از ماهی کوی است، در فصول مختلف تغییر شکل می‌دهد و اطراف آن پر از درختان افرای ژاپنی است که در آب منعکس می‌شوند. حتی درست مانند گیورنی یک پل کوچک نیز دارد. این دریاچه در تمام طول سال زیباست، اما در اوایل تابستان که نیلوفرهای آبی شکوفه می‌کنند و اواخر پاییز که‌ برگ‌های افرا تغییر رنگ می‌دهند، دیدنی‌تر است.

جالب است که دریاچه ابتدا با این زیبایی به وجود نیامده بود. در آغاز به‌ عنوان یک مخزن آب برای آبیاری کاربرد داشت و سپس به لطف یکی از شرکت‌های محلی دستخوش تغییر شد. سال‌ها این دریاچه نادیده گرفته‌ شده بود و توسط گیاهان پوشیده شده بود. در دهه 90 میلادی، مالِک پارک ایتادوری فلاور – که تنها کمی با دریاچه فاصله دارد- تصمیم گرفت تا چاره‌ای برای آن بیندیشد و رشد اضافی گیاهان را پاک‌سازی کند. بعدها اهالی انجمن منطقه به یاری او آمدند و نیلوفرهای آبی را کاشتند. ماهی‌های کوی را نیز آن دسته از اهالی منطقه که دیگر توان نگهداری از ماهی‌های خود را نداشتند به دریاچه اهدا کردند.

اکنون دریاچه‌ای که پیش‌تر کسی آن را نمی‌شناخت، به یکی از مقاصد گردشگری گیفو تبدیل‌ شده است و عکاس‌ها در نوبت می‌ایستند تا بتوانند از نمای تماشایی آن عکسی بگیرند. روح آقای مونه اکنون هرکجا که باشد، احتمالاً لبخندی بر لب دارد.

دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن
دریاچه مونه در ژاپن

 

 

  • سجاد ورمزیار

 

تاریخانه، مهمترین بنای قرون اولیه اسلامی در دامغان!

کشور باستانی ما جاذبه‌های تاریخی بسیار زیبایی را در دل خود نهفته دارد، جاذبه‌هایی که در برخی تحقیقات به کمک تاریخ‌شناسان و دانشمندان آمده و بسیاری از حقایق تاریخی را آشکار کرده است. اینبار با یکی از مهمترین بناهای بازمانده از قرون اولیه اسلامی روبه‌رو خواهید شد که بسیار پر رمز و راز بوده و در دل یکی از استان‌های کویری ایران جای خوش کرده است. همراهمان باشید تا باهم به بازدید از این بنای کهن رفته و داستانش را مرور کنیم.

تاریخانه دامغان

در شهر دامغان، در خیابان ایستگاه راه آهن، بنای معروفی قرار دارد که قبل از حمله اعراب به ایران به عنوان آتشکده زرتشتیان مورد استفاده قرار می‌گرفته است و در حال حاضر به اسم مسجد تاریخانه معرفی می‌گردد. تاریخانه به معنای خدایخانه یا همان خانه‌ی خدا است و یکی از مهمترین بناهای بازمانده از قرون اولیه اسلامی در کشور می‌باشد. ساخت مجدد بنای آن مربوط به قرن دوم هجری و اسلوب ساختمان به سبک بناهای دوره ساسانیان می‌باشد.

تاریخانه دامغان

در طی قرون مختلف این بنا بارها مرمت و بازسازی شده است. مناره‌ای آجری در عهد سلجوقیان به این مجموعه اضافه شد که اکنون ۲۶ متر ارتفاع دارد و بدنه‌ی آن با آجرکاری تزیین شده است. این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شماره ثبت ۸۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. سازه‌ای که عنوان مهم‌ترین بنای قرون اولیه‌ی اسلامی را به دوش می‌کشد. آیا تجربه‌ای از بازدید از این بنا را داشته‌اید؟

تاریخانه در دامغان
تاریخانه دامغان
تاریخانه در دامغان
تاریخانه
تاریخانه در دامغان
 
 
 

شعر در مورد جشن تکلیف

شعر در مورد نوزاد پسر

تعبیر خواب چادر

تعبیر خواب استخر

تعبیر خواب غذا

تعبیر خواب انگشتر

تعبیر خواب زغال

تعبیر خواب هواپیما

تعبیر خواب آویشن

تعبیر خواب بینی

تعبیر خواب دعوا

تعبیر خواب هوو

تعبیر خواب ناخن

تعبیر خواب پر طاووس

تعبیر خواب خواهر

تعبیر خواب هدیه

خواص بهار نارنج چیست

شعر و متن تبریک جشن دندونی

گل محمدی و فشار خون

شعر در مورد جشن عاطفه ها

بهار نارنج و بارداری

لاغری شکم با زردچوبه

کاکائو و کبد چرب

طرز تهیه آش دندونی

متن و شعر در مورد کودکی

متن ادبی در مورد دریا

شعر در مورد قدم زدن

شعر در مورد بغض

  • سجاد ورمزیار

حال ناخوش میراثی قدیمی تر از تپه هگمتانه همدان

سه شنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۲۵ ق.ظ

 

حال ناخوش میراثی قدیمی تر از تپه هگمتانه همدان

تپه پیس ها در همدان یا به عبارتی تپه پیسا که از نظر قدمت بسیار قدیمی تر از تپه هگمتانه همدان بوده، مدتی است که حال خوشی ندارد و به پایگاهی برای معتادان تبدیل شده است.

وضعیت تپه ای که از هگمتانه قدیمی تر است

تپه پیس ها در همدان نخستین سکونتگاه مردم همدان که پیشینه ای به قدمت تاریخ دارد، سالیانی دراز جولانگاه معتادان متجاهر بود و با وجود ظرفیت های باستان شناسی، همواره از نابسامانی رنج می برد، اما فقط معتادان نیستند که این محیط تاریخی را تهدید می کنند، تهدید اصلی این است که در طول سال غیر از زمستان، عشایر یا عشایرنماها مدتی روی تپه تاریخی چادر می زنند و بعد از رفتن از منطقه، نشانه هایی از حفاری های غیرمجاز به وضوح مشاهده می شوند. برخی کشاورزان از خاک تپه تاریخی پیسا برای کود استفاده می کنند، برخی دیگر با مسطح کردن محوطه به زمین های خود اضافه کرده اند، عبور لوله های آبرسانی به همدان نیز یکی دیگر از این تهدیدهاست. اکنون با تشویق استاندار برای تبدیل شدن این منطقه به پارک و تعهد پرداخت یک سوم هزینه های اجرای این طرح، نه تنها سونامی پاکسازی تپه پیسا از سکونت معتادان را همراه داشته، بلکه آرامش و آسایش را برای مردمان آنجا هدیه خواهد کرد. از آنجا که این تپه هویت تاریخی دارد، می توان از این ویژگی برای ایجاد پارک فرهنگی بهره برداری کرد، ضمن اینکه این مکان شاهراه زائران است. حال که نیروی انتظامی در اقدامی ضربتی نسبت به ناامن کردن تپه پیسا برای معتادان و جمع آوری این افراد اقدام کرده و استاندار پیشین نیز فرصت طلایی را برای ساخت پارک فراهم کرده، به طور قطع ادامه این رویکرد یکی از مأموریت های شهردار همدان است، چرا که حدود دو سال پیش استاندار پیشین همدان دستور تبدیل تپه پیسا به پارک را صادر کرد. بر همین اساس امام جمعه همدان و جمعی از مسئولان در بازدید از این تپه به بیان نظرات مختلف برای سروسامان دادن به این منطقه پرداختند. نماینده ولی فقیه و امام جمعه همدان در این بازدید با بیان اینکه سرعت تبدیل شدن این منطقه به پارک باید افزایش یابد، گفت: تپه پیسا با داشتن پیشینه ای کهن و ظرفیت های پژوهشی غنی می تواند به یکی از مراکز جهانی مطالعه باستان شناسی تبدیل شود. حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله شعبانی موثقی با اشاره به اینکه تپه پیسا در اتصال به استان های مجاور در یک منطقه استراتژیک قرار گرفته، افزود: در ایام اربعین زائران از استان های مختلف از این مکان عبور می کنند و برهمین اساس لازم است که علاوه بر حفظ ظرفیت های گردشگری در ایجاد فضای سبز در این مکان اقدامات لازم صورت گیرند. وی با بیان اینکه پیوست های فرهنگی در این مکان انجام خواهند شد، تصریح کرد: امید است با همکاری همه مسئولان در کمترین مدت اتفاقات خوبی را در این مکان شاهد باشیم. در حاشیه این بازدید مسئولان دیگر نظراتی چون ایجاد ظرفیت اقتصادی در این منطقه، ایجاد سایت موزه گردشگری، ایجاد هتل و حفر تپه و کاوش را داشتند.

منبع: ایسناتپه پیس ها در همدانتپه پیس ها در همدان 2تپه پیس ها در همدان 3

تعبیر خواب کرم ابریشم و پیله

تعبیر خواب کرم زدن بدن زنده

تعبیر خواب کرم زدن بدن انسان

تعبیر خواب کرم در خانه

تعبیر خواب کرم سبز

تعبیر خواب کرم در مدفوع

تعبیر خواب کرم زدن بدن مرده

تعبیر خواب کرم سفید در موی سر

تعبیر خواب کرم خاکی در موی سر

تعبیر خواب کرم سیاه کوچک

تعبیر خواب کرم در بدن انسان

تعبیر خواب کرم سفید در خانه

تعبیر خواب کرم در موی سر

تعبیر خواب کرم زدن به بدن

تعبیر خواب کرم ریز سفید در خانه

تعبیر خواب کرم سفید در منزل

تعبیر خواب کرم سفید در خانه

تعبیر خواب کرم سفید در خانه

تعبیر خواب وجود کرم در مدفوع

تعبیر خواب کرم ابریشم سبز

تعبیر خواب کرم سفید در مدفوع انسان

تعبیر خواب کرم در مدفوع دیدن

تعبیر خواب کرم در مدفوع انسان

تعبیر خواب کرم سیاه زیر پوست

تعبیر خواب کرم سیاه در پا

تعبیر خواب کرم سیاه بزرگ

تعبیر خواب کرم سیاه

تعبیر خواب کرم سیاه در مدفوع

تعبیر خواب کرم ابریشم بزرگ

تعبیر خواب کرم سیاه در غذا

تعبیر خواب دوچرخه یونگ

تعبیر خواب دوچرخه یونگ

 

  • سجاد ورمزیار

شعر در مورد تنفر

شعر در مورد تنفر

در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد تنفر برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

نفرت تجانبا فاصفر وردی
 
فعودی ربما یخضر عودی

شعر در مورد تنفر

عاکف دهرا، علی اصنامه
 
تنفر الکفار من اسلامه

شعر در مورد تنفر از عشق

صبر تنها عصبانی نشدن نیست

صبر یعنی اینکه قادر باشید 7احساس

زیر را در خود کنترل ، مدیریت و مهار کنید.

تنفر

علاقه

لذت

اضطراب

خشم

غم

ترس

اگر بتوانید بروز عکس العمل ناخوشایند در مقابل این هفت احساس را از روان خود بگیرید و به اندیشه تان مجال تامل بیشتر جهت ابراز عکس العمل خوشایند در برخورد با آنها بدهید شما آدم صبوری هستید.

شعر درباره تنفر

آنقَدَراز تو و اسم تو تنفر دارم

در سراییدن نفرت چه تبحر دارم !

شعری در مورد تنفر

کی اشکاتو پاک میکنه، شبا که غصه داری

بهش بگو ذوق نکنه، اونم تنها میذاری!

شعر نو درمورد تنفر

اِلتِمــــــــاس مــــــالِ دیـــــــروز بــــود

مـــــــالِ وَقتـــــــی بـــود ڪــــﮧ ســـــــاده بودم

اِمــــــــروز میــــــخــــوای بـــِــری ؟

هیــــــــــــــس !!!

فَقَط خـــداحــــــــــافِظ

شعر در مورد نفرت از عشق

زان گروهی که سوی درویشان
 
نفرت آرد همی خرد زیشان

شعری درباره تنفر

چو سوز عشق نداری چگویمت که جعل
 
به حکم طبع تنفر کند ز بوی عبیر

شعر درباره ی تنفر

برای مدت طولانی از کسی متنفر نباشید، چون

تنفر تبدیل به نقطه ضعفتان می‌شود

یادبگیرید فرد مورد نظر را از «دایره توجه‌تان»

خارج کنید، تنفر باعث می‌شود کــه لحظه‌هایت

سخت بگذرند پس باید فراموش کرد…

شعری درباره ی تنفر

پشت این پنجره

احساس رهایی جاریست،

دل اگر دریاییست

خواب او طوفانیست

تبِ بگسستن از این

رخوت بی مرز

مرا میکِشد هر سو

که رهایی آنجاست

کفر «کوته نظری»

مشق مرا خط میزد

و به آزادی من

سرب تنفر می ریخت…

شعر نو درمورد نفرت

بعضی از آدمها فقط از دور آدمند…

شعر تنفر و جدایی

پیاز هم که خرد می کنی برایش اشک می ریزی !

از پیاز هم کمتر بودم ، مرا خرد کردی و خندیدی

شعر تنفر

دایما آنجای خلوت داشتی

از بر آن قوم نفرت داشتی

شعر تنفر از عشق

سرفه بالا خشن ضرطه سفلی عفن
 
جان به تنفر از آن دل به تحیر ازین

شعر تنفر از معشوق

براى مدت طولانى از کسى متنفر

نباشید، چون تنفر به نقطه ضعف تان

تبدیل مى شود، یاد بگیرید فرد

مورد نظر را کلأ از دایره توجه تان

خارج کنید !

شعر تنفر از زندگی

از هر چه عشق و عاشقی تنفر دارم

در گفتن این حرفها کمی تبحر دارم

دیروز یکی را دوست می داشتم

اکنون از او هم تنفر دارم

خود را عاشقی ساده و بی ریا می دیدم

اکنون از سادگی ام هم تنفر دارم

شعر تنفر از خود

کاش ما آدم ها هم مثل گربه ها با چند لحظه بو کشیدن میفهمیدیم که: هر ”آشغالی” ارزش وقت گذاشتن
نــــــداره!

شعر تنفر از دوست داشتن

بعضیا هیچی نیستن به جز ۴ حرف

ا د ع ا

شعر تنفر از تو

آنچه فردا قوت عشرت باشدت
 
زو چرا امروز نفرت باشدت

شعر درباره تنفر

سبع نیی که تجنب کنی ز یار و دیار
 
ضبغ نیی که تنفر کنی ز مال و نفر

شعر کوتاه تنفر

به کسی اعتمادکن که حتی وقتی ازکارت متنفرمیشه،ازتومتنفرنشه!

یکی مثله مادر….

شعر نفرت از عشق

وقتی تو نیستی

در خانه و دل

در کوه وصحرا

در باد وباران

آرامشی هست

برقلب مجروح

زیرا تنفر

می بارد از حس دروغین

از بدگمانی, از ناتوانی

از هرچه پستی وپلیدی

از هر چه نادانی مفرط

اندر دل توست.

شعر های نفرت از عشق

کاش میشد بعضی آدما رو هم شبا ساعت ۹ گذاشت دم در…

شعر نفرت عشق

یــه وقتایـــی یــه کسایـی رو تـــــو زندگیــمـون راه می دیم

که نــنــه بـابـاشون تــــو خــونـــه بـــه زور راشـــون می دادن

تعبیر خواب مار

تعبیر خواب مار سفید

تعبیر خواب مار سبز

تعبیر خواب مار آبی

تعبیر خواب مار قهوه ای

تعبیر خواب مار بزرگ

تعبیر خواب مار خاکستری

تعبیر خواب مار نیش زدن

تعبیر خواب مار سیاه در آب

تعبیر خواب مار سفید و قرمز

تعبیر خواب مار سفید چیست

تعبیر خواب مار سیاه و قرمز

تعبیر خواب مار سیاه و بزرگ

تعبیر خواب مار سیاه در خانه

تعبیر خواب مار سیاه کوچک

تعبیر خواب مار سیاه و سفید

تعبیر خواب مار سیاه سفید

تعبیر خواب مار سفید و زرد

تعبیر خواب مار سفید خالدار

تعبیر خواب مار سفید سیاه

تعبیر خواب مار سفید در آب

تعبیر خواب مار سفید و بزرگ

تعبیر خواب مار سفید کوچک در خانه

تعبیر خواب مار سبز بزرگ

تعبیر خواب مار سبز کوچک

تعبیر خواب مار سبز و زرد

تعبیر خواب مار سبز رنگ بزرگ

تعبیر خواب مار سبز در خانه

تعبیر خواب مار سبز و سیاه

تعبیر خواب مار سفید مشکی

تعبیر خواب مار سبز و قرمز

تعبیر خواب مار سیاه بزرگ در خانه

تعبیر خواب مار سیاه

تعبیر خواب مار سبز بزرگ

تعبیر خواب مار آبی رنگ کوچک

تعبیر خواب مار آبی بزرگ

 

  • سجاد ورمزیار

سنگ کلیه ؛ علائم و راههای درمان و دفع سنگ کلیه

چهارشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۰۵ ب.ظ

سنگ کلیه

سنگ کلیه , سنگ کلیه چیست , سنگ کلیه درمان , سنگ کلیه علایم

در این مطلب از سایت جسارت می خواهیم در مورد سنگ کلیه و راه های درمان و دفع آن صحبت میکنیم. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار بگیرد.

توضیحاتی در مورد سنگ کلیه

سنگ کلیه به دلایل مختلفی همچون سابقه ی خانوادگی و یا عادات نادرست تغذیه ای به وجود می آید که با توجه به نوع نگ و شرایط بیمار درمان می شود.سنگ های کلیوی رسوبات سختی هستند که در درون کلیه های شما و از نمک های اسیدی و املاح ساخته می شوند. علل ایجاد سنگ های کلیوی متعددند. در مرسوم ترین حالت، ادرار غلیظ شده امکان کریستالی شدن و چسبیدن مواد معدنی به یکدیگر را فراهم می سازد. حرکت و عبور سنگ کلیه غالباً با درد همراه است. به طور معمول درد از ناحیه پهلو و یا کمر دقیقاً در زیر دنده ها شروع می شود و به سمت تحتانی شکم و یا لگن حرکت می کند. زمانیکه سنگ وارد مجاری ادراری می شود شدت درد تغییر می یابد. معمولاً سنگ های کلیوی منجر به آسیب جبران ناپذیر نمی شوند. صرف نظر از داروهای مسکن و نوشیدن مقادیر زیادی مایعات، درمان های دیگر غیر ضروری اند ولیکن به هرجهت درمان می تواند در پیشگیری از سنگ های مکرر در افراد مستعد کمک کننده باشد.نشانه های سنگ کلیه سنگ کلیه زمانی منجر به ظهور علائم می شود که وارد میزنای شود. میزنای لوله ارتباط دهنده کلیه و مثانه است. در این زمان علائم و نشانه های زیر ظهور می کنند: – درد شدید در ناحیه پهلو و کمر ،درست در پایین دنده ها – درد منتشرشونده به سمت تحتانی شکم و لگن – درد در هنگام دفع ادرار – ادرار صورتی، قرمز یا قهوه ای رنگ – تهوع و استفراغ – احساس نیاز مداوم به دفع ادرار – تب و لرز در صورت وجود عفونت .در این مطلب از سایت جسارت در مورد سنگ کلیه صحبت میکنیم امیدواریم مورد توجه قرار بگیرد.

سنگ کلیه چیست

سنگ کلیه سنگ کلیه که رنال کلکولوس یا نفرولیت هم نامگذاری شده‌است جسم سختی است که از کانیهای موجود در ادرار تشکیل می‌شود. سنگ‌های کلیه معمولاً از راه مجرای ادرار دفع می‌شوند و اگر کوچک باشند هیچ نشانگانی ندارند؛ ولی اگر اندازه سنگ کلیه به ۳ میلیمتر (۰٫۱ اینچ) برسد مجرای میزنای را بسته و درد شدیدی را در پهلوها و پشت ایجاد می‌کند که به کشاله ران نیز کشیده می‌شود. این درد را قولنج کلیوی نامیده‌اند و به صورت درد بازگشت‌کننده هر ۲۰ تا ۶۰ دقیقه تکرار می‌شود. نشانه‌های دیگر سنگ کلیه شامل تهوع، استفراغ، خون ادراری، چرک در ادرار، و درد در حین ادرار کردن می‌باشند. بسته شدن میزنای کاهش کارکرد کلیه و بزرگی کلیه را ایجاد می‌کند.

سن مبتلایان به سنگ کلیه

اغلب بیماران مبتلا به سنگ‌های کلیه معمولاً در سالهای اولیه بلوغ و حد اکثر شیوع سنی آن در حدود ۲۸ سالگی است. بطور کلی سنگ‌های کلیه در مردان ۴ برابر زنان است، نسبت مرد به زن ۲ به ۳ است

جنس سنگ کلیه

انواع مختلف سنگ ادراری وجود دارد ولی اغلب سنگ‌ها از جنس کلسیم اُگزالات هستند. سایر انواع شامل ترکیبات فسفات، سیستئین، و اسیداوریک هستند. سنگ‌ها در لگنچه، میزنای، مثانه و در پیشابراه دیده می‌شوند. رژیم غنی از کلسیم – سدیم – پروتئین و همچنین عدم تحرک افراد مبتلا به هیپر کلسیوری نوع دو – افراد مبتلا به بیماری‌های گوارشی مثل التهاب روده، سابقه ابتلا به عفونت ادراری و بیماری‌های متابولیک، نقرس، عدم تحرک در ابتلا به سنگ نقش دارند. در مواردی بسیار نادر داروهای عطاری جواب داده، جهت نابودی سنگ نه دفع آن که با درد همراه باشد

تاریخچه سنگ کلیه

اولین گزارش‌های سنگ ادراری شاید مربوط به سنگ‌هایی باشد که در اسکلت فرعون مصری که در ۴۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می‌زیسته یافت شده‌است. همین‌طور جراحیهایی که برای سنگ ادراری انجام شده‌اند نیز جزو اولین اعمال جراحی محسوب می‌شوند

سنگ کلیه , سنگ کلیه چیست , سنگ کلیه درمان , سنگ کلیه علایم

علائم سنگ کلیه

درد حاد اغلب ناشی از گیرکردن سنگ در مجاری ادراری است وگرنه خود سنگ اغلب علامتی ندارد. انسداد، عفونت، خیز، درد شدید در منطقه دندهای مهره‌ای، تهوع، استفراغ و اسهال است. درد بسیار شدید و شبیه به درد زایمان است، هماچوری یا خون ادراری در این افراد دیده می‌شود. هدف فوری درمان درد و هدف طولانی جلوگیری از تخریب نفرون است. نفرون نام واحدهای ساختاری کلیه است که لوله پیچیده‌ای متشکل از یک لایه بافت پوششی است و در یک انتها بسته و در انتهای دیگر به درون لگنچه باز می‌شود. سنگ کلیه می‌تواند کشنده باشد.

متن بی قراری

متن بی قراری

متن بی قراری | متن های زیبا و خفن در مورد بی قراری

متن بی قراری | متن های زیبا و خفن در مورد بی قراری

متن بی قراری دل

متن بی قراری یار

متن بی قراری و دلتنگی

متن بی قراری برای عشق

متن بی قراری برای همسر

متن بی قراری عشقم

متن دلتنگی و بی قراری

متن بی قراری عاشقانه جدید

عکس متن بی قراری دل

متن طولانی بی قراری و دلتنگی

متن بی قراری محسن ابراهیم زاده

متن بی قراری دلتنگی

متن عاشقانه دلتنگی بی قراری

متن شعر چند وقته که بیقراری دلم

متن بی قراری عشق

متن کوتاه دلتنگی و بی قراری

متن آهنگ بی قراری محسن ابراهیم زاده

مطلب درباره بی قراری

شعر عاشقانه بی قراری

دل نوشته های دلتنگی و بی قراری

بیقراری دل من

شعر در مورد سگ

شعر دلتنگی و بی قراری

مجموعه متن و جملات زیبا و معروف و شعر در مورد سگ

شعر سگ باوفا

شعر سگ وفادار

شعر سگ

شعر در مورد سگ

شعر سگ من

شعر سگها و گرگها

شعر سگ اصحاب کهف

شعر سگهای نگهبان

مجموعه متن و جملات زیبا و معروف و شعر در مورد سگ

شعر سگ و گرگ

شعر سگ کودکانه

شعر سگ عوعو کند

  • سجاد ورمزیار

 

 

دریاچه نمک بولیوی | زیباترین دریاچه کریستالی جهان

سفر به جنوب کشور بولیوی و نزدیکی رشته کوه های آند که بزرگترین دریاچه نمکی دنیا را در خود جای داده، می تواند یکی از بهترین سفرها در زندگی هر انسانی به حساب آید. شاید باور کردنش کمی سخت باشد، اما دیدن جذابیتی که طبیعت در این منطقه از جهان برای عرضه دارد، چشم هر بیننده ای را بر روی خود ثابت خواهد کرد. اکنون می خواهیم به سرزمینی رهسپار شویم که جامه ای سفید رنگ بر تن کرده و زمین پهناور آن با اندک بارشی به بزرگترین آینه جهان تبدیل می شود. درست در همین جاست که مرز بین آسمان و زمین از بین می رود و هر آنچه که وجود دارد، تصویر خود را بر سطح کریستالی دریاچه منعکس می کند. ما در اینجا قصد داریم شما را با یکی از زیباترین آفریده های خداوند بر روی کره زمین یعنی دریاچه نمک بولیوی و چگونگی شکل گیری آن آشنا کنیم. پس اگر واقعا علاقمند هستید که زیبایی طبیعی بولیوی که محلی ها آن را سالاردو ییونی می نامند، بشناسید با ما همراه شوید که همراهی شما افتخار ماست.
دریاچه نمک بولیوی

سالاردو ییونی در کجا قرار دارد؟

سالاردو ییونی نام محلی بزرگترین دریاچه نمکی دنیاست. این دریاچه زیبا و دیدنی منبع عظیم لیتیم و نمک بوده و سالانه حدود 25 هزار تن نمک از آن استخراج می شود. می دانستید از لیتیم در تولید گیاهان دارویی استفاده می شود که حدود 70درصد لیتیم دنیا هم از این منطقه استخراج می شود؟! دریاچه نمک بولیوی یا سالاردو ییونی در حدود 3.65 کیلومتر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته که از شرایط آب و هوایی خاصی برخودار است. حال، شاید تصور کنید به دلیلی شرایط آب و هوایی این منطقه جانداران زیادی تحمل زندگی را نداشته باشند، اما در عین ناباوری حیوانات و پرندگان زیادی از جمله فلامینگوهای صورتی، روباه آند، غاز در این دریاچه نمکی زندگی می کنند که همه ساله هزاران گردشگر برای آشنایی با چگونگی زندگی این حیوانات به این منطقه سفر می کنند. سطح سالاردو ییونی کاملا صاف و هموار است که با بارش اندکی باران به بزرگترین آینه جهان تبدیل می شود و نور خورشید را در خود منعکس می کند. منعکس شدن تصاویر و بازتاب نور خورشید بر روی دریاچه سبب می شود که از نقاط بسیار دور جهان برای بازدید از این پدیده طبیعی به کشور بولیوی سفر کنند. همچنین، تعبیه امکانات رفاهی و خدماتی در این منطقه از جمله تورهای دریاچه گردی و ماشین سواری بر روی دریاچه باعث افزایش ورود گردشگر به این منطقه شده است، به طوریکه رانندگی بر روی این دریاچه حس پرواز میان ابرها را القا می کند. همین تصویر کافی است تا انگیزه سفر به بولیوی و مشاهده این پدیده را پیدا کنیم. اما پیش از سفر فراموش نکنید که کرم ضد آفتاب استاندارد و دوربین عکاسی حرفه ای را همراه خود ببرید که از ایجاد آفتاب سوختگی های شدید جلوگیری و هم بتوانید لحظات زیبای طلوع خورشید، آسمان کویر و کهکشان راه شیری را در آلبوم خاطرات خود ثبت کنید.دریاچه نمک بولیوی 2

دریاچه نمکی چگونه به وجود آمده است؟

حال، شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که بزرگترین دریاچه نمکی دنیا چگونه به وجود آمده است؟! دریاچه نمک بولیوی در گذشته دریاچه ای بسیار بزرگ بوده که همه کوه های اطراف را در بر می گرفته است. با گذشت قرن ها به دلیل شرایط آب و هوایی گرم و خشک کشور بولیوی، آب این دریاچه زیر آفتاب سوزان کوه های آند به تدریج تبخیر شده و حجم بسیار زیادی از نمک در این منطقه باقی مانده و وسیع ترین منطقه نمکی دنیا تشکیل شده است. سطوح نمکی علاوه بر زیبایی، برای تنظیم فاصله تجهیزات ماهواره ای بسیار مناسب هستند و قدرت بازتابندگی آن ها مشابه سطوح یخ به حساب می آید. بزرگترین آینه جهان علاوه بر زیبایی و کریستالی بودن، کاربردهای بسیاری در زمینه های دیگر را نیز داراست. جالب هست بدانید که برای رسیدن به بزرگترین دریاچه نمکی دنیا می توانید از خطوط هوایی بهره ببرید. برای این کار باید نخست به شهر لاپاز پرواز کرده و سپس با هواپیما از لاپاز تغییر مسیر داده و یک ساعت بعد به این منطقه برسید. همچنین می توانید برای دست یابی به دیدنی های دریاچه از اتومبیل شخصی خود یا اتوبوس نیز استفاده کنید که قطعا سفری هیجان و انگیز اما طولانی در پیش خواهید داشت (حدود 10 تا 12 ساعت).
دریاچه نمک بولیوی کجاست

بهترین زمان بازدید از سالاردو ییونی

سالاردو ییونی دقیقا در منطقه ای واقع شده که دو فصل بارانی و خشک را در کنار هم دارد. شروع فصل بارانی از دسامبر و پایان آن آوریل هست که در این زمان گردشگران داخلی و خارجی بسیاری به قصد بازدید یا عکاسی به این بخش از جهان سفر می کنند. البته باید بدانید که بدلیل بارش فراوان ممکن هست که تعداد زیادی از تورها لغو شوند و برای گردشگران مشکل ایجاد کنند. در ماه های می تا نوامبر بارش به نسبت سایر ماه های سال کمتر بوده و هوا خنک تر هست. در این بازه زمانی، گردشگران می توانند در میان دریاچه رانندگی کرده و از جذابیت های طبیعی آن لذت ببرند. لازم است بدانید که اوج گردشگری سالاردو ییونی ماه های ژوئن تا آگوست بوده که البته قیمت تور و بلیت نیز در این زمان با افزایش قابل توجهی همراه خواهد بود.بهترین زمان بازدید از سالاردو ییونی

 

 

  • سجاد ورمزیار

کاهش استقبال از هتل های کشور

چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۱۳ ق.ظ

 

 

کاهش استقبال از هتل های کشور

در حوزه هتلداری در ایران نقدهای زیادی مطرح می شود. کمبود هتل یکی از مسائل اساسی در صنعت گردشگری ایران به شمار می آید. به گفته دبیر جامعه تورگردانان ایران نیز «شاید فقط 30 درصد هتل های کشور مورد مصرف گردشگران باشد.» این موضوع سبب می شود استقبال کمی از اندک هتل های کشور صورت بگیرد.

هتل های ایران نسبت به بازه زمانی مشابه سال گذشته، به صورت میانگین کشوری حداقل 5 درصد کاهش مسافر داشتند.

جمشید حمزه زاده، رئیس جامعه هتلداران کشور در خصوص آمار استقبال مسافران تابستانی از هتل های سراسر کشور گفت: ما در هتل های ایران نسبت به بازه زمانی مشابه سال گذشته به صورت میانگین کشوری حداقل 5 درصد کاهش مسافر داشتیم، البته این به معنای کاهش آمار مسافرت نیست.

از دلایل کاهش استقبال مسافران از هتل ها می توان به وضعیت اقتصادی مردم، افزایش فعالیت مراکز غیر رسمی، حضور و فعالیت نهادهای دولتی مثل آموزش و پرورش و افزایش چادر خوابی اشاره کرد.

به گفته رئیس جامعه هتلداران کشور سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری درباره کنترل فعالیت مراکز غیر رسمی در خصوص اسکان مسافران فقط حرف می زند و در عمل کاری نکرده است. در حقیقت هتل ها به نوعی در سطح کشور مورد بی مهری قرار گرفته اند، البته همه بدون توجه به مشکلات هتل ها، از این مراکز رسمی ارائه خدمات اسکان به مسافر ها توقع دارند.

امروز هزینه ها بیشتر شده و حتی هزینه های دولتی که عمدتا در قالب حامل های انرژی خودش را نشان می دهد، در برخی از هتل ها چند برابر شده است. مثلا هزینه آب در برخی از هتل های کشور نسبت به دوره قبل 4 برابر شده و این امر به نوع محاسبه میزان مصرف هتل ها برمی گردد.

 

 

  • سجاد ورمزیار

سفر خانوادگی به اسپانیا و جزایر قناری

دوشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۵۱ ب.ظ

سفر خانوادگی به اسپانیا و جزایر قناری


این دومین بار است که دارم برای سایت لست سکند سفرنامه می‌نویسم. می‌دانم که اغلب سفرنامه‌های سایت مفصل و با جزئیات بسیار نوشته شده‌اند؛ اما سفر من نسبتا طولانی است و سفرنامه به خودی خود مفصل می‌شود. بنابراین، سعی می‌کنم مختصر و مفید بنویسم.

دوست عزیزی دارم که از نویسندگان نامدار کشور است. یک بار که با هم همسفر بودیم، توضیح می‌داد که در سفرها هرگز عکس نمی‌گیرد؛ زیرا عکس گرفتن مانع خلاقیت نویسندگی است. من در سفرهای قبل، نسبتا زیاد عکس می‌گرفتم و البته اغلب‌شان شخصی بود و فقط انگشت‌شماری به درد انتشار در سایت می‌خورد؛ اما در این سفر، از دوست نویسنده‌ام پیروی کردم و از اول، کم عکس گرفتم و از آن عکس‌های کم، تعداد کمتری هم به درد سفرنامه می‌خوردند.

قطعا دوستان برای سفر به هر کجا، به سایت‌های مختلف مراجعه می‌کنند و اطلاعات دست اولی از اماکن دیدنی کسب می‌نمایند. هدف از این سفرنامه به اشتراک‌گذاری تجارب و رسیدن به ایده‌هایی درباره‌ی انتخاب مقصد و نحوه‌ی برنامه‌ریزی سفر است و فرض بر این است که اطلاعات دقیق نقاط دیدنی را بهتر از من، در وبسایت‌های معتبر خواهیدیافت.

همسفران من عبارت بودند از همسرم زهرا، پسر 13 ساله‌ام امیر و پسر 4 ساله‌ام سینا.

مقدمات سفر

من قبلا در 2 سفر کاری مختلف به مادرید و بارسلونا سفر کرده بودم و ترجیح شخصی من این بود که بعد از سفر به ایتالیا، سفر خانوادگی بعدی را به فرانسه بروم؛ اما یک آژانس مسافرتی به ما پیشنهاد داد که اگر از خدمات آن‌ها استفاده کنیم، یک هفته هتل در جزایر قناری مهمان آژانس باشیم و این گونه بود که ما وسوسه شدیم و مقصد سفرمان را از فرانسه به اسپانیا تغییر دادیم و عجب پیشنهاد خوبی بود. من بدون این پیشنهاد، اصلا به سفر به جزایر قناری فکر هم نمی‌کردم و حالا، حتما سعی خواهم‌کرد باز هم عازم جزایر قناری بشوم.

دفعه‌ی قبل، برای وقت سفارت اسپانیا، باید حضورا به سفارت می‌رفتی و وقت می‌گرفتی؛ اما حالا کار را به یک شرکت واسط سپرده بودند که به‌سادگی، برای 2 هفته بعد وقت داد و این دو هفته هم، واقعا برای آماده‌سازی مدارک لازم بود. تهیه‌ی مدارک سفارت اسپانیا، به این دلیل که ترجمه‌ی انگلیسی مدارک را قبول نمی‌کند و ترجمه‌ها باید به اسپانیایی باشد، کمی گران‌تر از سفارتخانه‌های دیگر تمام می‌شود. برای مدارک من، این رقم 1.15 میلیون تومان شد.

روز مقرر به دفتر شرکت در خیابان دولت رفتیم. کمی زود رسیدیم و مجبور شدیم بیرون صبر کنیم تا ساعت حضورمان برسد. در ساعت مقرر، موبایل‌مان را تحویل دادیم و نوبت گرفتیم و وارد شدیم. جمعیتی بیش از 30 نفر جلوی ما بودند. شلوغ بود و جا برای نشستن به سختی پیدا می‌شد و کمی اذیت شدیم. مخصوصا که سینا خیلی ناآرامی می‌کرد. باجه‌ای وجود داشت که مدارک همه را چک می‌کرد و کم و کسری‌ها را اطلاع می‌داد. افرادی که مدارکشان ناقص بود، می‌توانستند وقت خود را تغییر دهند و یا از گزینه‌ی VIP استفاده کنند و با کمک کارکنان شرکت، مدارکشان را کامل کنند. خوشبختانه مدرک من کامل بود و نیازی به این کارها نبود. خوشبختانه، با توجه به بی قراری سینا، خانمی که مسئول بررسی اولیه‌ی مدارک بود، لطف کرد و وقت ما را عوض کرد و یک وقت اولویت‌دار به ما داد تا سینا بیشتر از این اذیت نشود.

وقت را برای هر 4 نفرمان گرفته بودیم و گرچه حدس می‌زدم نیازی به حضور سینا نیست، 4 نفره رفتیم. اتفاقا مسئول پذیرش مدارک هم تایید کرد که نیازی به حضور فرزندان زیر 12 سال نیست؛ اما گفت ما نمی‌گوییم نیاوردیشان. هزینه ویزا با ارسال ویزا با پیک، برای هر بزرگسال 88.45 یورو و برای سینا 13 یورو شد. خوشبختانه ویزای شنگن چندم ما بود و نگرانی خاصی از عدم صدور آن نداشتیم و به موقع هم صادر شد.

با همکاری آژانس بلیط و هتل را انتخاب و نهایی کردیم که هر یک از هتل‌ها را در جای خودش توضیح خواهم داد.

برای هواپیما، از تهران تا بارسلونا پرواز ماهان را انتخاب کردیم. بلیط کلاس بیزنس هر بزرگسال 4.045 میلیون و برای سینا 3.17 میلیون تومان شد.

قرار شد ابتدا از بارسلونا به تنریف (یکی از جزایر قناری) برویم و بعد از تنریف به مادرید برگردیم و بقیه مسیر تا بارسلونا را با ماشین طی کنیم. قرار بود بلیط بارسلونا به تنریف و بلیط تنریف به مادرید را هم آژانس برایم بگیرد. البته احتمالا با توجه به تاخیری که آژانس در گرفتن تاییدیه داشت، اگر خودم زودتر می‌خریدم، برایم ارزان‌تر تمام می‌شد. درهرحال، بلیط بارسلونا به تنریف برای هر 4 نفر ما 450 یورو و بلیط تنریف به مادرید 540 یورو تمام شد.

در سفر قبل به ایتالیا، ماشین بدون راننده را از نمایندگی یوروپکار در ایران کرایه کرده بودم که از حالت آنلاین حدودا 30% گران‌تر بود. این بار، با توجه به اینکه ویزاکارت داشتم، تصمیم گرفتم ریسک کنم و خودم ماشین را آنلاین رزرو کنم.

تجربه سفر من به ایتالیا می‌گفت بهتر است تا می‌شود بلیط‌ها را قبلا آنلاین بخرم. در اغلب موارد به این ترتیب هم در وقت و هم در هزینه صرفه‌جویی می‌شود. من هم اغلب بلیط‌ها را آنلاین انتخاب و خریداری کردم که در جای خودش توضیح خواهم داد.

با توجه به اینکه قیمت ارز آزاد و دولتی خیلی تفاوت داشت، نمی‌شد از خیر ارز دولتی گذشت. یورو دولتی 5000 تومان و یورو آزاد 8000 تومان بود (البته بعدا فاصله به مراتب بیشتر شد). به بانک ملتی که با شرکت زیاد کار می‌کند رفتیم و مورد استقبال رئیس بانک و مسئول ارزی شعبه قرار گرفتیم و بعد از حدود نیم ساعت، حواله 3000 یورو را گرفتیم.

 

شروع سفر

چون نگران بودیم صف دریافت ارز مسافرتی از بانک ملت شلوغ باشد، یک ساعت زودتر از موعد راه افتادیم. نتیجه این شد که در فرودگاه امام نیم ساعت معطل شدیم تا کانتر پرواز ماهان پذیرش را شروع کند. خوشبختانه باجه‌ی بانک ملت به شدت خلوت بود و بدون معطلی، 3000 یورو را تحویل گرفتیم. بعد هم در لانج اختصاصی هواپیمایی ماهان استراحت کردیم تا زمان پرواز برسد. این لانج تازه تجهیز شده و گرچه به پای سالن CIP نمی‌رسد، از لانج عمومی پروازهای خروجی که قبلا رفته بودم، به مراتب بهتر بود.

pic001.jpg

تصویر 1: صبحانه بیزنس کلاس هواپیمایی ماهان

پرواز ماهان طبق انتظار با کمی تاخیر حرکت کرد؛ اما تقریبا سر وقت تعیین شده به بارسلونا رسید. ترمینال خروجی فرودگاه سوت و کور بود و نمی‌شد هیچ کاری در آن انجام داد. بالاخره با پرس و جوی نسبتا زیاد فهمیدیم که باید کاملا از ترمینال خارج شویم و به ترمینال دیگری که در فاصله‌ی چندصدمتری بود، وارد شویم.

چون از تاخیر هواپیمایی ماهان می‌ترسیدم، بین دو پرواز 6 ساعت فاصله گذاشته بودم. نتیجه این شد که مجبور بودیم 4 ساعت در فرودگاه بارسلونا بیکار بنشینیم. حوصله‌ی بچه‌ها سر رفته بود و کلافه شده بودند. زهرا برای توی فرودگاه‌مان غذا آورده بود؛ اما بچه‌ها دل‌شان می‌خواست چیزی بخرند و در نهایت مجبور شدم برای سینا نوشابه بخرم و امیر هم دو بار، قبل و بعد از سالن ترانزیت، ساندویچ همبرگر گرفت.

پرواز ما با هواپیمایی نروژ بود. ما از قبل بلیط با بار گرفته بودیم و در کامنت‌های اینترنت هم خوانده بودم که به وزن بار خیلی حساس هستند. ما هم با ترازو همه‌ی چمدان‌ها را روی 22 کیلو تنظیم کرده‌بودیم. بر خلاف سالن ورودی که خیلی سوت و کور بود، می‌شد در سالن ترانزیت خودت را با فروشگاه‌ها مشغول کنی. در این فاصله رفتم تا سیم‌کارت اسپانیا بخرم. سیم‌کارت اورنج با پکیج توریستی 10 یورو بود؛ اما به دلیلی که نفهمیدم، روی گوشی من راه نیافتاد و فروشنده سیم‌کارت را پس گرفت. سیم‌کارت ودافون هم 15 یورو بود که دیگر امتحان نکردم و البته بعدا پشیمان شدم.

پرواز بارسلونا به تنریف بیش از 3 ساعت تاخیر داشت. از آن تاخیرهایی که اگر در ایران بودیم، مردم داشتند دائم اعتراض می‌کردند و غر می‌زدند و اینجا، انگار نه انگار که هواپیما تاخیر دارد. همه نشسته بودند و اغلب (شامل پسرم)، مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا می‌کردند.

هواپیمای نروژ، پذیرایی نداشت؛ اما بسیار نو، تمیز و جادار بود. ضمنا روی آسمان اینترنت مجانی می‌داد که از اینترنت هواپیمایی امارات، که قبلا تجربه کرده‌ام، خیلی بهتر بود.

 

جزایر قناری

pic002.jpg

تصویر 2: جزیره تنریف، یکی از مجموعه جزایر قناری از آسمان

pic003.jpg

تصویر 3: جزیره تنریف، یکی از مجموعه جزایر قناری از آسمان

با توجه به تاخیر طولانی پرواز بارسلونا به تنریف، غروب به فرودگاه تنریف رسیدیم. جزیره‌ی تنریف، یکی از بزرگترین جزایر از مجموعه جزایر قناری است و دو فرودگاه دارد. فرودگاه شمالی که پروازها با منطقه شنگن را انجام می‌دهد و فرودگاه جنوبی که پروازهای بین‌المللی هم دارد؛ از جمله می‌دانم که می‌شود با هواپیمایی ایرفلوت و از طریق مسکو به فرودگاه جنوبی تنریف رفت. شمال تنریف بیشتر منطقه‌ی شهری است و جنوب آن، بیشتر ویلایی. به همین ترتیب، هتل‌های شمال جزیره، بیشتر از جنس هتل یا هتل آپارتمان‌های داخل شهری هستند و هتل‌های جنوب جزیره، بیشتر از نوع هتل‌ها و ریزورت‌های UALL ساحلی. پرواز ما به فرودگاه شمالی بود و هتل ما در جنوب جزیره قرار داشت. وسط جزیره هم یک کوه آتشفشان است و بنابراین باید نیمی از محیط جزیره را طی می‌کردیم که لااقل یک ساعت راه بود.

من قبلا خیلی درباره‌ی کرایه ماشین تحقیق کرده بودم و دیدم شرکت محلی کرایه ماشین در تنریف، به نام اتوریسن از برندهای معروفی مثل یوروپکار، هم به مراتب ارزان‌تر است و هم روی اینترنت کامنت‌های خیلی بهتری گرفته‌است. بماند که بر خلاف کرایه‌ی خودروهای برند، بیمه‌ی خودرو کامل بود و صندلی کودک هم مجانی می‌داد. من هم یک رنو کلیو مجهز به GPS را برای 6 روز، به مبلغ 84 یورو (روزی 14 یورو) کرایه کردم. برای مقایسه، کرایه‌ی رفت و برگشت از فرودگاه تا هتل بین 80 تا 90 یورو می‌شد. البته از شما چه پنهان، فکر می‌کردم خودروی دنده اتوماتیک گرفته‌ام و آنجا فهمیدم که دنده دستی بوده است. ضمنا مدت یک هفته، 20 یورو پول بنزین دادم.

بعد از تحویل گرفتن خودرو، با توجه به اینکه خیلی در بارسلونا معطل شده بودیم و بچه‌ها کلافه شده بودند، آدرس هتل مقصد را که با اینترنت فرودگاه و گوگل مپ پیدا کرده بودم، در نقشه ماشین وارد کردم و راه افتادم. نگو که نفر قبلی نقشه را برای یک مقصد دیگر تنظیم کرده بود و من، به خاطر عجله، هتل را به عنوان مقصد دوم وارد کرده‌ام. نتیجه این شد که ما به جای مسیر شرقی جزیره که یک بزرگراه سرراست تا خود هتل بود، از مسیر غربی که یک راه پرپیچ و خم شبیه جاده چالوس بود، عازم هتل شدیم و به جای یک ساعت، با احتساب گم شدن در کوچه‌های چند روستای وسط راه، بیش از دو ساعت و نیم در راه بودیم. راهی بسیار زیبا، در جایی که کوه و اقیانوس اطلس به هم می‌رسیدند و طبیعتی زیبا که درختان متنوع تنریف آن را می‌آراستند. حیف که هم شب بود و هم راه را گم کرده‌بودیم و هم بچه‌ها خسته بودند. حتما برای سفر بعد، باز هم راه شرقی را برمی‌گزینم و این بار، تنظیم می‌کنم که روز برسیم و سر فرصت، از این طبیعت زیبا حظ کافی ببریم.

ساعت 11 به هتل رسیدیم. هتل Tagoro Family and Fun یک هتل 4 ستاره ALL در منطقه جنوبی جزیره تنریف است. آژانس برای ما یک اتاق دبل معمولی گرفته‌بود. قیمت اتاق برای 6 شب، با تخفیف ویژه آژانس، 999 یورو شده بود که البته روی سایتهای مختلف، 1300 یورو به بالا بود. از پذیرش پرسیدم امکانش هست که اتاق ما را به یک سوئیت دارای جکوزی و بالکن تغییر بدهد. گفت با شبی 50 یورو شدنی است و پیشنهاد داد با توجه به اینکه امشب دیر است، فردا صبح این کار را انجام دهد تا 50 یورو کمتر بپردازیم. گفت می‌توانیم یک شام سبک بگیریم که ما خسته‌تر از این بودیم که سراغ شام برویم. مستقیما راهی اتاق شدیم و از شدت خستگی، سریعا به خواب رفتیم.

صبح برخاستم و گشتی در هتل زدم. اتاق‌ها به صورت دوطبقه، در سطح محوطه پراکنده بودند. اغلب اتاق‌های طبقه‌ی پایین، اتاق‌های معمولی هتل بودند که مستقیما به کنار استخر و یا یکی از کوچه‌های هتل راه داشتند. اتاق‌های طبقه بالا معمولا سوئیت‌های بالکن‌دار بودند که با یک پله، باز هم به استخر و یا کوچه داخلی باز می‌شد. اتاق ما در منتهی الیه شمالی هتل بود. در وسط هتل، یک استخر برای بزرگسالان و یک استخر برای خردسالان، چسبیده به هم، قرار داشت. یک استخر سرسره‌دار ویژه خردسالان هم به همراه یک پارک بازی کوچک در قسمت جنوبی هتل بود. در ورودی هتل، زیر قسمت پذیرش، با یک پلکان به محوطه‌ای می‌رسیدی که روبرویت استخر اصلی و پشت سرت، در طبقه زیرین پذیرش رستوران قرار داشت و در کنار رستوران هم شهربازی سرپوشیده برای کودکان بود. در اغلب روزها، همین‌جا، فروشندگانی حضور داشتند و کالای خودشان را که لباس یا صنایع دستی بود عرضه می‌کردند و عصرها، هنرمندان، انواع نمایش ها را اجرا می‌کردند. غذا در سه وعده اصلی، در رستوران و در میان وعده‌ها، در بارهایی که کنار استخر اصلی و استخر کودکان قرار داشتند، عرضه می‌شد.

pic004.jpg

تصویر 4: استخر هتل تاگورو ویژه‌ی خردسالان

pic005.jpg

تصویر 5: نمای غروب آفتاب از داخل هتل تاگورو

pic006.jpg

تصویر 6: نمای کوه‌های جزیره تنریف از داخل هتل تاگورو

pic007.jpg

تصویر 7: نمای استخر اصلی هتل تاگورو

pic008.jpg

تصویر 8: نمایی از یکی از کوچه‌ها و اتاق‌های دو طبقه‌ی هتل تاگورو

صبح روز دوم، بعد از صبحانه، با پذیرش صحبت کردم و با 250 یورو – برای 5 شب باقیمانده- اتاق را از اتاق معمولی به سوئیت تغییر دادم. سوئیت ما بسیار عالی بود. هم به اندازه‌ی کافی به استخر و وسط هتل نزدیک بود و هم اینقدر فاصله داشت که سرو صدا اذیت نکند. بالکن هم به سمت بیرون هتل بود که یک مرکز خرید و نمایی از شهر کوستاآجه و در پشت آنها، اقیانوس اطلس بود. یک جکوزی هم در بالکن بود که درخت نارگیلی بر آن سایه می‌انداخت.

برنامه‌ی استاندارد روزانه‌ی ما در هتل، غیر از مواقعی که از هتل بیرون می‌رفتیم، این بود که هر روز، من و زهرا سینا را به استخر خردسالان می‌بردیم و امیر هم به استخر بزرگسالان می‌رفت. عصرها سینا به زمین بازی خردسالان می‌رفت و من و امیر به استخر بزرگسالان. بعد از این‌که زمین بازی خردسالان تعطیل می‌شد، پسرها به جکوزی می‌رفتند و  من هم چند دقیقه‌ای به آن‌ها ملحق می‌شدم. یکی دو بار هم امیر به زمین فوتبال هتل رفت و با بقیه بچه‌های هتل، از کشورهای مختلف، فوتبال بازی کرد. شب‌ها برنامه‌هایی برای خردسالان برگزار می‌شد که دو بارش را دیدیم و بدک نبود. بقیه‌ی وقت‌ها هم معمولا در اتاق به تماشای مسابقات فوتبال جام جهانی می‌گذشت.

من که هنوز سیم‌کارت نخریده بودم، در سودای خرید سیم‌کارت، به مرکز خریدی که کنار هتل بود و از بالکن اتاق بر آن مشرف بودیم رفتم. اما متوجه شدم که سیمکارت زیر 40 یورو ندارند. بنابراین بی‌خیال خرید سیم‌کارت شدم.

هتل پارکینگ نداشت و باید ماشین را در خیابان جلوی هتل و یا در پارکینگ مرکز خرید پشت هتل پارک می‌کردیم. شب اول، درست روبروی در هتل جای پارک گیرمان آمد و باعث شد تا دو روز، دلمان نیاید ماشین راجابجا کنیم.

روز سوم، بدن سینا پر از دانه شد. ما که بین سرماخوردگی و حساسیت مانده بودیم و نگران حالش بودیم، ریسک نکردیم و سینا را به دکتر بردیم. برای یافتن دکتر، گوگل را سرچ کردم و پزشکی را که بهترین کامنت‌ها را داشت، انتخاب نمودم. ظاهرا ویزیت دکتر برای اتباع اتحادیه‌ی اروپا مجانی است. اما برای ما 90 یورو بود. مطب دکتر ساختمانی بزرگ با چند اتاق بود. اما لااقل در ساعتی که ما رفتیم خالی بود و جز خودش و منشی‌اش پشه پر نمی‌زد. امکان پارک در خیابان جلوی مطب وجود نداشت و من مجبور شدم زهرا و سینا را پیاده کنم و خودم بروم پارکینگ پیدا کنم. وقتی برگشتم، دکتر تشخیصش را داده بود که آلرژی است و برای مسافرینی که اینجا می‌آیند، خیلی شایع است؛ اما چیزی در حدود یک ساعت، بچه را معاینه کرد و سوال پرسید تا نسخه بنویسد. تا جایی که حوصله‌ی من واقعا سر رفت. به طرز عجیبی کارتخوان نداشت -شاید به این دلیل که اغلب مراجعین از اتباع اتحادیه‌ی اروپا هستند و ویزیت‌شان مجانی است.- و مجبور شدم 100 یورویی بدهم. 10 یورویی هم نداشت که به من پس بدهد و منشی با من به داروخانه آمد تا پول را خرد کند و بقیه‌اش را پس بدهد. 3 یورو هم پول دارو شد. همان شب، تصویر گواهی دریافت ویزیت و نسخه و رسید دریافت وجه دارو را برای بیمه‌ی سامان ایمیل کردم و بعد از بازگشت به ایران، بیمه‌ی مسافرتی سامان وجه ویزیت و دارو را پرداخت کرد؛ البته با این نکته که دلار را به جای 8000 تومان، 4200 تومان حساب کرد. خوشبختانه، مشکل سینا هم با همان داروی ضد حساسیت دکتر خوب شد و روزهای بعد توانست به بازی و تفریحش برسد.

سفر ما همزمان با بازی های جام جهانی 2018 بود. درنتیجه، امیر عصرها پای بازی می‌نشست و از اتاق تکان نمی‌خورد و داداشش هم که به برادر بزرگ اقتدا می‌کرد. بنابراین عملا تفریح عصرگاهی ما شد گردش دوتایی در ساحل اقیانوس اطلس. ساحلی واقعا زیبا و فرح بخش و البته تفکربرانگیز. مخصوصا وقتی به این می‌اندیشیدی که برای هزاران سال، این نقطه (سواحل غربی جزایر قناری)، آخرین مرز شناخته شده‌ی بشر بوده است و انسان گمان می‌کرده اینجا، آخر دنیاست. خوشبختانه ماشین در اختیارمان بود و می‌شد مجانا ساحل‌های مختلف را امتحان کرد.

pic009.jpg

تصویر 9: نمای غروب آفتاب در اقیانوس اطلس از ساحل غربی جزیره تنریف

امکان گشت‌وگذار در مراکز خرید تنریف بود و از قبل هم درباره‌اش تحقیق کرده بودم. اما می‌دانستیم با کاهش ارزش ریال ایران (دلار تازه از 3000 تومان به 7000 تومان پریده بود)، عملا فقط موجب اعصاب خوردی است و به جز همان مرکز خرید نه چندان بزرگ نزدیک هتل، بی‌خیال بقیه‌ی مراکز خرید شدیم.

از قبل بلیط سیام پارک را اینترنتی خریده بودم. البته قیمتش با خرید در محل فرقی نداشت و اگر در محل هم می‌خریدیم، کمتر از 10 دقیقه فرق داشت. سیام پارک، معروف‌ترین پارک آبی جزایر قناری است که ظاهرا متعلق به خاندان سلطنتی تایلند است و به سبک طبیعت تایلند ساخته شده است. تفریحی بسیار مفرح و عالی برای خانواده، با فضای مناسب برای بازی بچه‌ها و بزرگترها. علاوه بر سرسره‌ها، استخر موجش، مخصوصا برای سینا محشر بود. مخصوصا که جرات نمی‌کردیم او را به ساحل اقیانوس واقعی ببریم و اینجا می‌توانست حسابی موج بازی کند. هنوز هم بعد از گذشت چند ماه، سینا سیام پارک را بهترین تفریح عمر خودش می‌داند و مثلا وقتی بعد از رفتن به یکی از پارک‌های آبی تهران، از او پرسیدم حالا اینجا بهتر بود یا پارک آبی تنریف، گفت قطعا تنریف. ورودی پارک پارکینگ داشت که باید 4 یورو ورودی می‌دادیم. بلیط خود پارک هم برای بزرگسالان 37 یورو و برای کودکان 25 یورو بود. گزینه‌های دیگری مثل بلیط با ناهار یا امکان جلو زدن از صف در سرسره‌ها هم داشت که ما استفاده نکردیم و به نظرم چندان هم لازم نبود. چون عملا با صف هم می‌شد لااقل یک بار همه سرسره‌ها را رفت و ما که یک سرسره را سه بار هم رفتیم.

با توجه به محدودیت قد سینا برای استفاده از اغلب سرسره‌ها، مجبور بودیم دو نفرمان به سرسره برویم و یک نفر دیگرمان با سینا باشد. خوشبختانه بازی‌ها اینقدر متنوع بود که برای هیچ کدام‌مان خسته‌کننده و تکراری نشود.

من و امیر از قبل کفش شنا داشتیم. اما آنجا کفش مخصوص پارک را هم می‌فروختند که برای زهرا و سینا –هر کدام 10 یورو- خریدم. کفش سینا خوب بود و هنوز هم قابل استفاده است؛ اما کفش زهرا زود خراب شد و حتی همان یک روز را هم دوام نیاورد. به علاوه 3 یورو هم برای صندوق امانات سیام پارک پرداخت کردم.

بعد از شش روز اقامت در تنریف، باید برمی‌گشتیم. پرواز 7 صبح بود و فاصله هتل تا فرودگاه هم در حدود 1 ساعت. تجربه تلخ گم شدن در جاده‌های تنریف در آغاز سفر هم مزید بر علت شد که زودتر، حدود ساعت 3 صبح راه بیافتیم. علیرغم اینکه جزایر قناری تقریبا روی نصف‌النهار گرینویچ است، از ساعت اسپانیا تبعیت می‌کند و در نتیجه حتی ساعت 7 صبح هم، هنوز هوا تاریک است. این بار، دیگر از مسیر بزرگراهی رفتم و به موقع رسیدیم. فقط چون ماشین را با باک پر تحویل گرفته بودم، باید باک بنزین را پر می‌کردم و پیدا کردن پمپ بنزینی که 5 صبح باز باشد، نیم ساعتی طول کشید و پر کردن باک هم 20 یورو هزینه داشت. ماشین را در پارکینگ فرودگاه پارک کردم و برای تحویل کلیدش رفتم. دیدم باجه اتوریسن بسته است و فقط یک جعبه گذاشته‌اند که کلید ماشین را اینجا بیاندازید که انداختم و کل فرآیند تحویل ماشین با همین کار تمام شد.

 

مادرید

پرواز تنریف به مادرید باز هم با هواپیمایی نروژ بود که این بار، کاملا سر وقت پرواز کرد. مثل پرواز رفت، این بار هم هواپیما تمیز و جادار و با اینترنت عالی بود. نکته‌ی خاص درباره‌ی فرودگاه مادرید این است که گیت سوار و پیاده شدن به هواپیما یکی است و مسیر ورود و خروج مسافران یکسان است. در فرودگاه مادرید، برای تحویل ماشین باید یک دور قمری می‌زدیم و فکر کنم رفتن ما از این طرف تا آن طرف فرودگاه، که دفتر یوروپکار و محل تحویل ماشین بود، بیش از 45 دقیقه طول کشید. من قبلا تجربه‌ی خوبی از  یوروپکار در ایتالیا داشتم و ماشینی که دفعه‌ی قبل تحویل گرفتم، خیلی خوب بود. البته آن دفعه ماشین را از دفتر ایران یوروپکار گرفته بودم که جزئیاتش را در سفرنامه‌ام به ایتالیا توضیح داده‌ام. این بار می‌خواستم ماشین را با ویزاکارت خودم بگیرم و کمی نگران بودم که دبیت کارت قبول نکنند. به همین دلیل همزمان ماشین را از 3 شرکت رزرو کرده‌بودم که خوشبختانه نیازی به انتخاب‌های دوم و سوم نشد.

ماشینی که انتخاب کرده بودم، آلفارومئو استلویو بود و بر خلاف اغلب موارد که شرکت کرایه‌دهنده حق دارد ماشین مشابه جایگزین بدهد – و معمولا هم می‌دهد.- شرکت متعهد بود همین ماشین را عینا تحویل بدهد. متصدی دفتر یوروپکار یک خانم بسیار خوش‌برخورد بود که توانست با اصرار من را قانع کند پوشش بیمه‌ی ماشین را به حداکثر ارتقا بدهم و چه کار خوبی کرد؛ چون در پایان سفر در بارسلونا، موقع تحویل دادن ماشین معلوم شد قبلا تصادف کرده بوده است و اگر بیمه‌ی من حداکثر نبود، اثبات اینکه من تصادف نکرده‌ام دردسر فراوان داشت. بعد از حدود نیم ساعت انتظار، ماشین را آوردند. ماشین بسیار خوب و جاداری بود؛ اما نه به خوبی تجربه‌ی قبلی من با پژو 508 در ایتالیا. من برای 8 روز کرایه‌ی ماشین آلفارومئو استلویو با بیمه کامل، 842 یورو پرداختم.

از داخل محوطه فرودگاه که اینترنت داشتم، آدرس هتل کلاریج را پیدا و انتخاب کرده بودم. ماشین را که تحویل گرفتیم، نقشه‌ی ماشین را روی هتل تنظیم کردم و بعد از حدود 45 دقیقه به هتل رسیدیم. جلوی درب هتل، امیر را فرستادم تا به پذیرش بگوید در پارکینگ را باز کند. واقعا پارکینگ مخوفی بود؛ تاریک و پیچ در پیچ. از خود پارکینگ مخوف‌تر، راه ورود از پارکینگ به هتل بود که باید از بیش از 10 در و راهرو و اتاق مختلف رد می‌شدیم. درهرحال، با طی چندین در و آسانسور و راهرو و... به پذیرش هتل رسیدیم. اسمم را گفتم و مسئول پذیرش هاج و واج نگاهم کرد و گفت اسم ما در لیستش نیست. بعد از چند دقیقه تلاش برای تماس با آژانسی که هتل را رزرو کرده بود، یادم آمد که من رزرو هتل مادرید را، چون صبحانه روی اتاق نداشت، تغییر داده بودم. از اینترنت هتل استفاده کردم و هتل جدید را پیدا کردم. از راهروها و آسانسورها و درهای تودرتو گذشتیم و به پارکینگ رسیدیم و سوار ماشین شدیم. هتل Eurostars Suites Mirasierra از هتل کلاریج جدیدتر، مدرن‌تر و البته کمی دورتر بود که برای ما که ماشین داشتیم، فرق چندانی نداشت.

ازآنجا که از نیمه شب راه افتاده بودیم، بچه‌ها خسته بودند و همگی کمی استراحت کردیم. امیر گرسنه بود و دوست داشت برگرکینگ بخورد. روی نقشه، نزدیکترین برگرکینگ را که در یک مرکز خرید بود پیدا کردم که پیاده 20 دقیقه فاصله داشت. با امیر، دو نفری، به مرکز خرید رفتیم و عجب مرکز خرید بزرگی بود. گشتی زدیم، امیر ساندویچش را خورد و در راه بازگشت، آب و نوشابه خریدیم و برگشتیم. عصر هم می‌خواستیم شهر را بگردیم که امیر، طبق معمول این سفر، پای مسابقه فوتبال جام جهانی نشست و من و زهرا، دو نفری مسیر صبح من را تکرار کردیم و  به مرکز خرید رفتیم و برگشتیم.

برنامه صبح روز بعد، بازدید از ورزشگاه اختصاصی رئال مادرید، یعنی سانتیاگو برنابئو بود. از هتل تا ورزشگاه کمتر از 10 دقیقه در راه بودیم؛ اما جا پارک بد گیر می‌آمد و مجبور شدم 10 دقیقه‌ای در خیابان‌های دور و بر ورزشگاه بچرخم تا بالاخره، یک جاپارک خوب، درست جلوی در ورودی گیرم آمد. صف خرید بلیط خیلی شلوغ بود و نیم ساعتی معطل شدیم. قیمت بلیط برای 3 بزرگسال و یک خردسال 68 یورو شد. اگر می‌دانستم صف اینقدر شلوغ است، حتما بلیط اینجا را هم آنلاین خریده بودم.

pic010.jpg

تصویر 10: جام‌های قهرمانی رئال مادرید در بازی‌های ملی

pic011.jpg

تصویر 11: کیوسک‌های تعاملی مایکروسافت در موزه‌ی باشگاه رئال مادرید

pic012.jpg

تصویر 12: پیراهن بازیکنان رئال در فصل 2018 در موزه باشگاه رئال مادرید

بازدید ورزشگاه از طبقه آخر و با نمای کلی از ورزشگاه شروع می‌شد. بعد، از پله ها پایین رفتیم و از موزه ورزشگاه که افتخارات تاریخ رئال را در اشکال مختلف نمایش می داد، بازدید کردیم. شرکت مایکروسافت، شریک فناوری رئال است و خیلی از دیدنی‌های موزه، تلفیقی از ورزش، هنر و فناوری بود. بازدید با فهرستی از افتخارات رئال شروع می‌شود. بعد جام‌های رئال در لیگ‌های مختلف ملی، قاره‌ای و جهانی نمایش داده می‌شود که در نهایت، با نمایش 13 جام قهرمانی اروپا خاتمه می‌یابد. در این میان، علاوه بر نمایش‌های تعاملی و صوتی تصویری مختلف، توپ، لباس و کفش بازیکنان در بازی‌های معروف و حساس هم نمایش داده می‌شود. بازدید موزه با گرفتن عکس یادگاری با تصویر تیم تمام می‌شود. برای بار دوم وارد محوطه اصلی استادیوم می‌شویم و این بار، در جایگاه ویژه می‌نشینیم. در تور عادی، می‌شود از نیمکت هم بازدید کرد که در زمان بازدید ما، به علت بازسازی ورزشگاه، در حال تعمیر بود. بعد نوبت به بازدید از رختکن دو تیم میزبان و میهمان می‌رسد که با تجهیزاتی مثل جکوزی و اتاق ماساژ و ... واقعا جالب است. بازدید، در نهایت، با اتاق مصاحبه مطبوعاتی مربیان خاتمه می‌یابد. به بازدیدکنندگان هم این شانس داده می‌شود که روی صندلی مربیان بزرگ بنشینند و ژست مصاحبه بگیرند و عکس بیاندازند. بازدید از ورزشگاه سانتیاگوبرنابئو برای امیر که طرفدار پروپاقرص رئال مادرید است، واقعا رویایی بود. در واقع من که خودم قبلا به مادرید سفر کرده بودم می‌دانستم که مادرید جای چندان توریستی نیست و دیدنی‌های دیگر شهرهای اسپانیا از مادرید بیشتر است. دلیل اصلی انتخاب مادرید برای ما، بازدید از ورزشگاه رئال مادرید بود که واقعا به بچه ها خوش گذشت. در نهایت هم، مسیر خروجی بازدید به فروشگاه رئال ختم می‌شد که علیرغم دست به عصا بودن، مخصوصا در همراهی بچه‌ها، بالاخره خرج روی دست آدم می‌گذارد.

بعد از بازدید از ورزشگاه، راهی مرکز شهر مادرید شدیم. می‌خواستیم در خیابان کاله‌گرن‌ویا و خیابان‌های اطراف آن پیاده‌روی کنیم که سینا از خستگی ورزشگاه خوابش برد و ناچار شدیم به گشت از داخل ماشین اکتفا کنیم.

صبح روز بعد، بعد از صبحانه هتل، با هتل تسویه کردیم – قیمت هتل برای دو شب 578 یورو بود که تماما توسط آژانس پرداخت شده بود-، وسایل را در ماشین گذاشتیم، از فروشگاه نزدیک هتل، آب و نوشابه خریدیم و به سمت گرانادا راه افتادیم. البته قرار بود در راه، سری به پارک وارنر در نزدیکی مادرید بزنیم.

pic013.jpg

تصویر 13: نمایی از یکی از بازی‌های پارک وارنر

پارک وارنر یک تم‌پارک با شخصیتهای کمپانی وارنر (سوپرمن، بتمن، اسکوبی دو، باگزبانی، عصر حجر و...) است که تقریبا در نیم ساعتی شهر مادرید قرار دارد و یک جورهایی، در سر راه ما به گرانادا بود. علاوه بر شهربازی معمولی، یک پارک آبی هم دارد که البته ما با توجه به وقت‌مان و اینکه قبلا سیام پارک را رفته بودیم، به پارک آبی نرفتیم. من قبلا بلیط پارک وارنر را برای مجموع 4 نفرمان (3 بزرگسال و یک خردسال) با 119 یورو، آنلاین خریده بودم که چندان شلوغ نبود و خیلی هم فرقی نمی‌کرد. پارکینگ که یک محوطه وسیع بدون سایه و ظل آفتاب بود، 10 یورو هزینه داشت و اگر می‌خواستی ماشین را زیر سایه پارک کنی، باید 5 یوروی دیگر می‌دادی که من با 10 یوروی اول کهیر زدم و 5 یوروی دوم را آن هم برای ماشین کرایه‌ای، ندادم. مبلغ 5 یورو هم برای گرفتن یک کمد که پول و وسایل را در آن بگذاریم خرج‌مان شد. طبق معمول پارک‌های اروپا، بعد از ورود، همه‌ی وسایل رایگان بود. گزینه‌هایی برای جلوزدن از صف هم وجود داشت که کمتر وسیله‌ای صف طولانی داشت و چندان به کار ما نمی‌آمد. من با امیر و زهرا با سینا، سراغ بازی‌های دلخواه پسرها رفتیم. بعد از چند ساعت، چند بازی را هم با هم، 4 نفری سوار شدیم. غذا و نوشابه در پارک به طرز بی‌معنی گران و تقریبا دو برابر فروشگاه‌های سطح شهر بود. از عصر، پارک شلوغ شد و دیگر همه‌ی وسایل داشت صف طولانی پیدا می‌کرد و ما هم که باید به گرانادا می‌رسیدیم، دیرمان شده بود. حدود 6 عصر از پارک خارج شدیم و به سمت گرانادا راه افتادیم.

 

گرانادا

قبل از خروج از پارک و تا اینترنت داشتیم، به خانواده‌ها خبر دادیم که الان داریم راه می‌افتیم و دیگر اینترنت نداریم. همه‌ی مسیر آزادراه و خلوت بود؛ اما از آنچه فکر می‌کردیم بیشتر طول کشید. مخصوصا که با بچه‌ها نمی‌شد یک کله رانندگی کرد و باید هر از مدتی کمی می‌ایستادیم. نتیجه این شد که ما ساعت 11 و نیم به هتل‌مان در گرانادا رسیدیم. در این بین خانواده‌های‌مان به شدت نگران شده بودند که ما کجا هستیم و... به محض رسیدن، امیر رفت تا از مغازه‌ای در نزدیکی هتل، ساندویچ بگیرد. بعد هم همگی از خستگی خوابیدیم.

برنامه‌ی اصلی ما در گرانادا، بازدید از کاخ الحمرا بود. کاخ الحمرا، یادگار دوران حکومت مسلمین در اسپانیاست و گرانادا، آخرین شهری است که مسلمین تا اواخر قرن 15 میلادی بر آن حکومت کرده‌اند. بعلاوه این شهر و کاخ، مقر حکومت فردیناند و ایزابلا، شاه و ملکه‌ی معروف اسپانیا است که کریستف کلمب را برای سفر به هند از سمت اقیانوس اطلس پشتیبانی نموده، موجبات کشف قاره‌ی جدید را فراهم آوردند.

می‌دانستم که بازدید از قسمت اصلی کاخ الحمرا صف شلوغی دارد و کاملا ساعت‌بندی شده است. یعنی از ابتدا بلیط شما برای ساعت مشخصی صادر می‌شود. من هم از قبل، برای ساعت 15 بلیط گرفته بودم. بهای بلیط برای هر 4 نفرمان (3 بزرگسال و یک خردسال) 37 یورو بود و شامل بازدید همزمان از کاخ الحمرا و باغ جنرالایف می شد.

صبح، بعد از صرف صبحانه در هتل، سوار ماشین شدیم تا دیدی از شهر پیدا کنیم و شاید، یکی دو بنای دیدنی دیگر را هم ببینیم. فضای شهری گرانادا، من را به یاد شیراز می‌انداخت. البته شهر از شیراز کوچکتر است و کمتر از 300 هزار نفر جمعیت دارد؛ اما فضای شهری، لااقل نزد من، تداعی‌گر شیراز بود. رانندگی در همه اسپانیا، - حتی در مقایسه با ایتالیا- خیلی مبتنی بر چراغ‌های راهنمایی بود و حتی ممکن بود یک چهارراه ساده، 8 چراغ با زمان‌بندی‌های مختلف وجود داشته باشد. اما گرانادا دیگر رکوردهای تعداد چراغ برای یک چهارراه را شکسته بود. علاوه بر چراغ‌هایی که در وسط خیابان و کنار هر خط عابر وجود دارد و ممکن است ناغافل قرمز شوند و باید حواست کاملا به آنها باشد، چراغ جلوی شما در هر چهارراه هم متفاوت است و باید حواست به نزدیک‌ترین چراغ – که ممکن است با چراغ 5 متر جلوتر فرق داشته باشد- باشد. خلاصه که رانندگی پرچالشی بود. حدود ظهر، به سمت قصر الحمراء راه افتادیم تا ابتدا باغ جنرالایف و محوطه را ببینیم و بعد هم، سر ساعت 3، از خود قصر بازدید کنیم. قصر در بالای کوه قرار دارد و مسیر رسیدن به آن، چیزی شبیه مناطق شمالی تهران است. در سر یکی از پیچ‌های تندی که کوچه می‌پیچید و داشتم ماشین را هم با کوچه می‌پیچاندم، کسی دست تکان داد که برو توی پارکینگ. من هم فکر کردم رسیده‌ایم و ایستادم. بعد از پارک ماشین، احساس کردم کیس کلاهبرداری است؛ اما یکی دو ماشین دیگر هم آمدند و پارک کردند و خیالم راحت‌تر شد. تجربه‌ای هم از ایتالیا داشتم که نزدیک برج پیزا، جای پارک اصلا گیر نمی‌آمد و گفتم همین جاپارک هم غنیمت است. 10 دقیقه‌ای راه رفتیم تا به ورودی مجموعه رسیدیم و آنجا بود که متوجه شدم حس اولم درست بوده و طرف واقعا کلاهبردار بوده و من را بیخودی 5 یورو تیغ زده است. خود مجموعه الحمراء پارکینگ خوب و منظمی داشت. ترسیدم علاوه بر 5 یورو – که دیگر پریده بود.- به ماشین هم صدمه بزند. بنابراین رفتم و ماشین را به پارکینگ الحمراء آوردم. خرید اینترنتی بلیط ایده‌ی کاملا بجایی بود. خیلی خیلی شلوغ بود و ممکن بود بلیط کلا گیرمان نیاید. البته باز هم معطلی داشت و باید بلیط اینترنتی را به باجه‌ای می بردیم تا بلیط چاپی خودشان را به ما بدهند؛ اما خوب معطلی‌اش به مراتب از صف خود بلیط کمتر بود.

محل ورود از داخل پارک جنرالایف بود. پارکی کمابیش، به سبک باغ‌های ایرانی. جنوب اسپانیا، اصولا آب و هوایی شبیه به جنوب ایران دارد و شاید از همین‌روست که گرانادا من را به یاد شیراز می‌اندازد. بعد از چک بلیط و حرکت داخل جنرالایف، به یک دوراهی رسیدیم که مسیر الحمراء و جنرالایف جدا می‌شد. تصمیم گرفتیم ابتدا به سمت الحمراء برویم تا به بلیط ساعت 3 برسیم و بعد برگردیم و جنرالایف را ببینیم. با طی مسیری ده دقیقه‌ای – البته در نیم ساعت برای عکاسی و...- عملا از جنرالایف خارج شدیم و وارد یک کوچه شدیم که می‌شد از مسیر دیگر، بدون بلیط واردش شد. امکان بازدید از کاخ چارلز پنجم بدون بلیط وجود داشت و بعد، می‌شد با بلیط وارد محوطه الحمراء -درست در زمان مقرر در بلیط- و همچنین قلعه الکزبل – در زمان دلخواه- شد. بچه‌ها خسته و تشنه بودند. برای‌شان بستنی و نوشابه گرفتم و کمی استراحت کردیم تا نوبت به بازدید از الحمراء رسید. مردم از 20 دقیقه قبل، در صف ایستاده بودند و ماهم به صف پیوستیم تا در زمان مقرر، در باز شد و وارد الحمراء شدیم. طبق معمول، می‌دانم اطلاعات تخصصی درباره اماکن دیدنی را بهتر از من در اینترنت پیدا می‌کنید. پس به جای توصیف آن اطلاعات، فقط کمی از حس و حال خودم در آن فضا می‌نویسم.

ZAH2GJqgB6p0vqvECXUCkQzXcpx4h14eAoXef02o.jpeg

تصویر 14: کاخ الحمراء

pic015.jpg

تصویر 15: کاخ الحمراء

pic016.jpg

تصویر 16: نمایی از گرانادا از داخل کاخ الحمراء

الحمراء یک باغ ایرانی بدون کاشی‌کاری است. درختان سرو، حوض‌های در وسط حیاط با ایوان‌ها و...، همه ایرانی است. فقط کاشی کاری ندارد و همه چیز به رنگ آجری است. بماند که آجر هم در معماری ایرانی زیاد به کار می‌رود؛ اما در ایران، بالاخره یک گوشه‌ای کاشی خود می‌نمایاند. حس و حال این‌که تا 500 سال قبل، مسلمین در اینجا حکومت می‌کرده اند و بعد، از همین‌جا فرمان اعزام ناوگان کریستوف کلمب صادر شده است و در همین‌جا، خبر فتح سرزمین‌های جدید با طلاهای بسیار آمده است و جهان، از همین‌جا نو شده است، حس غریبی به انسان می‌دهد؛ مخصوصا اگر مثل من، به تاریخ اهمیت بدهد.

بعد از بازدید از الحمرا، به بازدید از قلعه‌ی الکزبل پرداختیم که علاوه بر جذابیت‌های معماری خودش، دورنمای خوبی بر کل شهر و منطقه‌ی گرانادا داشت و برای عکاسی ایده‌آل بود. سپس به سمت جنرالایف بازگشتیم. دوباره بلیط‌مان را نشان دادیم و وارد شدیم. به دو راهی که رسیدیم، دیدیم سینا خواب و امیر وارفته است و به ناچار، بی خیال بازدید از بقیه‌ی جنرالایف شدیم و گفتیم لابد آنجا هم یک باغی است مثل همه باغ‌ها

ماشین را از پارکینگ الحمراء آوردم و بچه‌ها سوار شدند و به سمت شهر گرانادا راه افتادیم. مسیر برگشت به سمت شهر گرانادا، بر خلاف مسیر رفت که از میان کوچه‌ها می‌گذشت، چندان آباد نبود و بیشتر شبیه جاده‌ی لشکرک بود. امیر گرسنه بود. روی نقشه یک برگرکینگ پیدا کردم که داخل یک مجتمع تجاری قرار داشت. اینجوری مشکل جاپارک هم حل می‌شد. در پارکینگ مجتمع تجاری پارک کردم. زهرا پیش سینا که خواب بودم، ماند و من و امیر داخل مجتمع رفتیم تا امیر برگرکینگ بخورد. برگشتیم و راه افتادیم که زهرا گفت کیفش را گم کرده‌است. ده دقیقه‌ای داخل پارکینگ را گشتیم و داشتیم ناامید می‌شدیم که خوشبختانه یکی از نگهبانان پارکینگ کیف را پیدا کرد و تحویل‌مان داد.

صبح روز بعد، با هتل تسویه کردیم – با توجه به اینکه 310 یورو پول دو شب هتل را آژانس داده بود، فقط 36 ریال پول پارکینگ دادیم.- و به سمت والنسیا به راه افتادیم.

 

والنسیا

والنسیا برای من تداعی‌گر پرتغال والنسیا و تیم فوتبال والنسیا است و از شما چه پنهان، از 50 کیلومتری شهر، چنان بوی مطبوع پرتغالی در هوا پیچیده بود، که حتی آدم نه‌چندان پرتغال‌دوستی مثل من را هم مست می‌کرد؛ اما مقصد گردشگری ما در شهر والنسیا، آکواریوم والنسیا بود که یکی از بزرگترین آکواریوم‌های اروپا است.

ابتدا به هتل رفتیم تا بچه‌ها کمی استراحت کنند؛ اما هنوز ساعت 2 نشده بود و اتاقمان آماده نبود. ما هم بی‌خیال شدیم و به آکواریوم رفتیم. پارکینگ بزرگی زیر کل محوطه‌ی آکواریوم وجود داشت که خیلی هم گران بود و فکر کنم عملا حدود 20 یورو می‌شد؛ اما تخفیفی روی خرید بلیط آکواریوم بود که با آن، قیمت بلیط به 6 یورو کاهش می‌یافت. بماند که دستگاهی که قرار بود پول بلیط را بگیرد هم پیچیده بود و هم فرض می‌کرد باید اسپانیایی بلد باشی و در نتیجه من 4 بار به نگهبان پارکینگ مراجعه کردم تا توانستم پول پارکینگ را حساب کنم.

pic017.jpg

تصویر 17: شنای کوسه در آکواریوم والنسیا

ربع ساعتی در صف بلیط معطل شدیم تا با 107 یورو برای هر 4 نفرمان بلیط گرفتم و وارد شدیم. تعدادی تونل در زیر زمین و تعدادی مسیر در روی زمین، ما را بین دیدنی‌های دریاهای مختلف جهان جابجا می‌کرد. من قبلا آکواریوم استانبول را دیده بودم که بازدیدش خیلی سرراست بود، یک خط را می‌گرفتی و می‌رفتی و همه جا را می‌دیدی؛ اما شانس این‌که در اینجا، چیزی را از قلم انداخته باشیم، بالا بود. به نظر من بهترین جای بازدید، شیرهای دریایی و غول‌آسا بود که نیم ساعتی سرگرم‌مان کرد. در انتها ساعتی را هم به تماشای نمایش دلفین‌ها نشستیم که گرچه شاد بود؛ اما نسبت به بقیه‌ی نمایش‌های دلفینی که قبلا دیده بودیم، ویژگی خاصی نداشت.

طبق معمول، راه افتادیم و یک جا، در واقع داخل ایستگاه قطار والنسیا، برای امیر برگرکینگ پیدا کردیم و بعد، به هتل برگشتیم و به زور و ضرب، داخل پارکینگ هتل جای پارک پیدا کردیم. پارکینگ هتل نسبتا بزرگ بود؛ اما ظاهرا، طبق گفته‌ی پذیرش هتل، مسابقات ورزشی بود و همه ورزشکاران با ماشین خودشان آمده بودند و پارکینگ پر شده بود.

صبح، در هتل والنسیا یک صبحانه‌ی معمولی را به همراه خوشمزه‌ترین آب پرتغال جهان خوردیم، با هتل تسویه حساب کردیم –مبلغ 191 یورو پول هتل را آژانس پرداخت کرده بود و 15 یورو هزینه پارکینگ را همانجا پرداختیم- و راهی بارسلونا شدیم.

 

بارسلونا

نرسیده به بارسلونا، در اوت‌لت ویلادکانز توقف کردیم. اوت‌لت‌های اروپایی معمولا بیرون شهرها هستند و کالاهای برند را تا نصف قیمت کالاهای فصل جاری که در فروشگاه‌های سطح شهر توزیع می‌شوند، می‌فروشند. من از قبل تاریخ سفر را به گونه‌ای تنظیم کرده بودم که فصل تخفیف باشد و معمولا، اغلب برندها تخفیف تا 50 درصدی داشتند؛ اما به برکت افزایش شدید قیمت ارز، با وجود تخفیف اوت‌لت و تخفیف فصلی، باز هم، همه چیز خیلی خیلی گران بود و نتوانستیم چیزی بخریم.

ما هتل ماریانو کوبی را انتخاب کرده بودیم که هم پارکینگ داشت و هم می‌شد قسمت‌هایی از شهر را پیاده دید. بعد از رسیدن به هتل و تحویل گرفتن اتاق، طبق معمول امیر گرسنه بود و ساندویچ می‌خواست. در همه‌ی هتل‌ها من سوئیت گرفته بودم و امکان تهیه‌ی غذا در اتاق داشتیم؛ اما امیر لذت سفر را در برگرکینگ می‌داند؛ بنابراین با امیر پیاده رفتم و ضمن پیاده‌روی در سطح شهر، برای امیر ساندویچ گرفتم. در راه بازگشت هم، از سوپری که نزدیک هتل بود، برخی ملزومات را خریداری کردم.

pic018.jpg

تصویر 18: کنار در ورودی کلیسای جامع ساگرادا فامیلیا

pic019.jpg

تصویر 19: نمای داخلی کلیسای ساگرادا فامیلیا

pic020.jpg

تصویر 20: نمای بیرونی کلیسای ساگرادا فامیلیا

روز بعد، برنامه فشرده‌ای داشتیم. قسمت مهمی از شهر قدیمی بارسلونا، شامل منطقه‌ی هتل ما و خیابان‌های اطراف آن، پس از آتش‌سوزی شهر، مجددا توسط گائودی، معمار معروف، طراحی شده است. خیابان‌های منظم، با چهارراه‌هایی که بدون زوایه‌ی قائمه طراحی شده‌اند و ساختمان‌هایی که آن‌ها هم زاویه‌ی قائمه ندارند، همه یادآور سبک طبیعت‌گرایانه‌ی گائودی است. صبح به قدم زدن از هتل تا کلیسای ساگرادا فامیلیا گذشت. آخرین کلیسای جامع کاتولیک که ساخت آن هنوز تمام نشده است، مصداق کامل معماری طبیعت‌گرایانه‌ی گائودی است. بنایی که ستون‌هایش به تنه‌ی درختان جنگل می‌ماند و درهایش از نقش برگ گیاهان آکنده است و... من از قبل برای ساگرادا فامیلیا بلیط آنلاین به قیمت 42 یورو برای 3 نفرمان گرفته بودم و همین امر موجب شد که دردسر صف نداشته باشیم. با مسیر رفت و برگشت با بچه‌ها، که دائما خسته می‌شدند و می‌نشستند و یا بستنی می‌خوردند و نظایر آن، تا حدود 2 ظهر در شهر بودیم و خیابان‌ها و ساختمان‌های دیدنی را –البته از بیرون – می‌دیدیم.

pic021.jpg

تصویر 21: نمای بارسلونا از پارک گوئل

عصر قرار بود پارک گوئل را ببینیم و از قبل برای آنجا هم بلیط آنلاین به قیمت 22 یورو برای سه نفرمان خریده بودم که ساعت ورود دقیق داشت؛ اما پسرها خیلی خسته بودند و امیر می‌خواست یکی از مسابقات فوتبال جام جهانی را ببیند. در نتیجه، من و زهرا بچه‌ها را در هتل گذاشتیم و دو نفری راهی پارک گوئل شدیم. مسیریاب ماشین کمی اشتباه کرد و بعد از رسیدن به پارک، تازه با مشکل جاپارک مواجه شدیم. لااقل دو بار پارک و همه کوچه‌های اطرافش را گشتیم تا بالاخره، به طور اتفاقی، یک جای پارک گیرمان آمد. پارک گوئل، نماد کامل معماری طبیعت‌گرایانه‌ی گائودی است که بر بلندای یک تپه قرار گرفته و منظره بسیار زیبایی به شهر باسلونا و دریای مدیترانه دارد. بعد از بازدید از پارک گوئل، هوا هنوز روشن بود و ما هم به مرکز خریدی که روز قبل، در یکی از خیابان‌های شهر دیده بودیم، رفتیم. هم نگاهی به فروشگاه‌ها انداختیم و هم برای بچه ها ساندویچ گرفتیم.

روز آخر اقامت ما در بارسلونا، به خرید اختصاص داشت. من در سفر قبلی‌ام به بارسلونا، مرکز خرید واقع در روستای لاروکا را دیده بودم و گرچه به خوبی مراکز خرید میلان نبود؛ اما به نظرم بهترین مرکز خرید بارسلونا است. لاروکا تقریبا در فاصله 35 کیلومتری شهر بارسلونا قرار دارد. بر خلاف مادرید، بزرگراه‌های اطراف بارسلونا خیلی عوارضی دارد. ما برای صرفه‌جویی در هزینه‌های عوارضی، از مسیریاب خواستیم که ما را از مسیر بدون عوارض ببرد. در نتیجه راه‌مان کمی دورتر شد و به جای 40 دقیقه، حدودا یک ساعت در راه بودیم.

مقداری خرید کردیم. بالاخره هرقدر هم که گرانی باشد، باید برای نزدیکان سوغاتی خرید و چاره دیگری نیست. بعد از خرید، به سمت هتل بازگشتیم. امیر و سینا را هتل گذاشتیم تا فوتبال ببینند و استراحت کنند و من و زهرا، پیاده، به سمت لارامبلا، معروفترین خیابان بارسلونا رفتیم. گرچه هدف پیاده‌روی بود؛ اما برخی مغازه‌ها را هم دیدیم و کمی هم چیزمیز خریدیم. در نهایت، از یک فست فود برای بچه‌ها ساندویچ گرفتیم و عازم هتل شدیم. این دو روز، این قدر راه رفته بودیم که دیگر توان رسیدن به هتل نداشتیم و برای اولین و آخرین بار در این سفر، وسط راه، تاکسی گرفتیم.

صبح زود، وسایل را جمع کردیم و در ماشین گذاشتیم. با هتل تسویه کردیم – کرایه سوئیت هتل برای سه شب 850 یورو بود که قبلا آژانس پرداخت کرده بود و باید هزینه‌ی پارکینگ و مالیات شهرداری را که 89.5 یورو شده بود، نقدا پرداخت می‌کردم.- و به سمت فرودگاه راه افتادیم. قبل از فرودگاه، یک پمپ بنزین پیدا کردیم تا باک ماشین را پر کنیم. در کل مسیر، از مادرید تا بارسلونا، جمعا 3 بار بنزین زدم و هزینه کل بنزین 131 یورو شد. ضمن اینکه در کل این مدت، 45 یورو هم برای عوارض بزرگراهی پرداخت کردم. در فرودگاه، به پارکینگ یوروپکار رفتیم تا ماشین را تحویل دهیم. هر چقدر تحویل ماشین در تنریف ساده و بی دردسر بود، اینجا معطل و اذیت کردند. مأمور تحویل گرفتن ماشین ایراد گرفت که جلوی ماشین خورده است. من بعد از کمی چانه‌زنی، دیدم به حال من فرقی ندارد و به لطف خانم متصدی یوروپکار در فرودگاه مادرید، بیمه با پوشش کامل گرفته‌ام. بنابراین فرم را امضا کردم و آمدم. –البته بعدا به یوروپکار ایمیل زدم که آن هم تاثیر خاصی نداشت.

در فرودگاه بارسلونا، مدتی معطل شدیم تا مسئول باجه تکس‌فری بیاید و بتوانیم مالیات ارزش افزوده‌ی خریدهای‌مان را بگیریم. بعد از چک‌این، ازآنجاکه پروازمان بیزنس بود، به لانج ترمینال یک فرودگاه بارسلونا رفتیم که مزخرف‌ترین لانج فرودگاهی بود که تاکنون دیده بودم. ازآنجا که ترمینال یک هم پرواز داخل و هم خارج منطقه‌ی شنگن دارد –ما دو هفته قبل از همین‌جا به تنریف پرواز کرده بودیم- مهر خروج را باید درست قبل از گیت خروج می‌زدیم.  نیم ساعت قبل از پرواز از لانج خارج شدیم و به سمت گیت خروج راه افتادیم و چشمتان روز بد نبیند، همه‌ی نیم ساعت را در صف پاسپورت بودیم. با عجله سوار هواپیما شدیم و هواپیما هم تقریبا سر ساعت پرواز کرد. صندلی‌های قسمت بیزنس هواپیما مورب بود که من چندان خوشم نیامد. مخصوصا غذا دادن به بچه‌ها روی این صندلی‌ها دشوار بود.

pic022.jpg

تصویر 22: صندلی‌های بیزنس هواپیمایی ماهان

pic023.jpg

تصویر 23: ناهار بیزنس هواپیمایی ماهان

آخرین خاطره سفر هم جروبحث با راننده‌ی تاکسی فرودگاه امام خمینی بود که می‌خواست کرایه را –که می‌دانستم 85 هزار تومان است.- 120 هزار تومان بگیرد.

 

سفر ما در تیرماه 1397 انجام شده و هنگام انجام آن، یورو در بازار آزاد در حدود 8000 تومان بوده است. در مجموع، هزینه‌های سفر تقریبا 18 میلیون تومان و 6600 یورو بود که جزئیات آن را  در هر مورد نوشته‌ام. اضافه کنم که با توجه به اینکه ما بیشتر از ایران غذا برده بودیم و یا غذا روی سرویس هتل بود، فقط ساندویچ و نوشابه (بیشتر برای امیر) می‌گرفتیم که هر ساندویچ، معمولا بین 5 تا 6 یورو و آب و نوشابه بین 1 تا 3 یورو تمام می‌شد. ضمنا هزینه‌های خریدهای آنلاین را با بر اساس صورتحساب ویزاکارتم گفته‌ام که ممکن است به خاطر نرخ تبدیل ارز، با نرخ خرید در محل، کمی متفاوت باشد.

در مجموع، سفر با بچه‌ها، علیرغم سختی‌های موقت، بسیار خوب و خوش است و اگر قیمت ارز این‌گونه زیاد نشده بود، این سفر، بسیار خوب‌تر و  خوش‌تر هم می‌شد؛ البته اگر بخواهم سفر را دوباره برنامه‌ریزی کنم، مسیر را برعکس می‌رفتم: با بارسلونا شروع می‌کردم و بعد از بازدید از والنسیا، گرانادا و مادرید، سفر را با تنریف تمام می‌کردم. بازدید از پارک وارنر را هم، به جای وسط راه مادرید و گرانادا، یک عصر که مادرید بودیم انجام می‌دادم که بتوانیم از برنامه‌های شبانه پارک هم استفاده کنیم.

 

از همراهی شما در مطالعه‌ی این سفرنامه سپاسگزارم و امیدوارم برای‌تان مفید باشد و بتوانید از آن برای برنامه‌ریزی سفر خودتان ایده‌های خوب بگیرید.


  • سجاد ورمزیار

زیباترین سقف‌ های شیشه‌ ای دنیا در چه مناطقی قرار دارند؟

موزه‌ها جاذبه‌های گردشگری بی‌نظیری هستند. اما اگر شما هم از اینکه ساعت‌های زیادی را صرف بازدید از موزه‌ها و قدم‌زدن در فضاهای سربسته آن‌ها کنید، خوشتان نمی‌آید؛ برای شما یک پیشنهاد داریم. شما می توانید با بازدید از اماکن تاریخی و معماری‌های خارق العاده و شگفت‌انگیز یک کشور یا شهر جدید، اطلاعات جالبی در مورد هنر و زیبایی‌شناسی آن کشور کسب کنید و یک سری درس‌های تاریخی نیز بگیرید. پیرو همین مسئله، جالب است بدانید که سقف‌ها در طول تاریخ نقش مهم‌تری از صرفا پوشش بنا داشته‌اند و در بازه‌های مختلف زمانی به آن‌ها مثل یک اثر هنری نگاه شده است. سقف‌های بعضی از بناها زیبایی بی‌نظیری دارند، مخصوصا اگر از شیشه درست شده باشند که تماشایی‌تر هم هستند. مطمئنا شما هم با بازدید از این بناها، نمی‌توانید برای حتی یک لحظه هم چشم از سقف‌های زیبایشان بردارید و مطمئنا شما هم با دیدن زیبایی‌های اسرارآمیز آن‌ها غرق شگفتی و بهت خواهید شد.

 

کلیسای جامع برازیلیا - شهر برازیلیا - برزیل

کلیسای جامع برازیلیا در کشور برزیل یک سقف منحصر به فرد دارد که بسیار زیبا است و عموما کسی انتظار ندارد که چنین سقفی را بتواند در یک کلیسا ببیند. در این کلیسا 16 ستون بتنی بالا آمده‌اند و در یک نقطه از سقف به یکدیگر رسیده‌اند و مابین آن‌ها با شیشه پر شده است. نور سقف این کلیسا باعث می‌شود که هر بازدیدکننده‌ای احساس کند که با ورود به این کلیسا به کل از جهان هستی جدا شده است و خود را در دنیایی دیگر ببیند.

کلیسای جامع برازیلیا - شهر برازیلیا - برزیل

 

گالری ویتوریو امانوئل دوم - شهر میلان - ایتالیا

این گالری یک جاذبه گردشگری و یک بنای شاخص در میلان است و در عین حال یک مرکز خرید عالی نیز به حساب می‌آید. گالری ویتوریو امانوئل دوم نه تنها با فروشگاه‌های لاکچریش قلب هر خریداری را تسخیر می کند، بلکه با سقف شیشه‌ای عظیمش هم تاثیر عمیقی بر همه بازدیدکنندگان می‌گذارد. در مرکز گالری ویتوریو امانوئل دوم یک گنبد شیشه‌ای کار شده است که طراحی کلاسیک در آن به خوبی دیده می‌شود و قدمت آن به قرن 19 بر می‌گردد.

گالری ویتوریو امانوئل دوم - شهر میلان - ایتالیا

 

مرکز خرید وافی - شهر دبی - امارات متحده عربی

مثل هر ساختمان دیگری در دبی، مرکز خرید وافی نیز به بهترین شکل ممکن طراحی و ساخته شده است و ارزشی بیشتر از یک مرکز خرید ساده دارد. مرکز خرید وافی یک مکان خوب برای خوردن شام، یک مرکز اسپا، یک مینی گلف جذاب و حتی یک بازار سنتی عربی محسوب می‌شود. گذشته از همه این‌ها، مسئله‌ای که باعث جذابیت بیش از حد مرکز خرید وافی شده است، سقف شیشه‌ای هرمی شکل رنگارنگ آن است که در آن مناظر آرامش بخش طبیعت به تصویر کشیده شده است. یک سقف شیشه‌ای هرمی دیگر نیز در همین مرکز خرید وجود دارد که در آن سمبل‌های مصر باستان نشان داده می‌شود. گذشته از این دو سقف هرمی شکل زیبا، یک سقف شیشه‌ای دیگر نیز در مرکز خرید وجود دارد که به شکل یک گنبد بزرگ و با رنگ‌های جذاب ساخته شده است و وجود آن باعث القای حس آرامش به خریداران این مرکز خرید در دبی می‌شود.

مرکز خرید وافی - شهر دبی - امارات متحده عربی

 

هتل راکوئل - شهر هاوانا - کوبا

قدمت هتل راکوئل هاوانا به سال 1905 باز می گردد. هر 25 اتاق هتل راکوئل توسط هنرمندان کوبایی با نقاشی‌ها و تصاویر جالبی دیزاین شده‌اند و در مجموع می‌توان گفت که ساختمان هتل راکوئل نمایانگر سبک هنری آرت نوو است. گذشته از فضای داخلی شیکی که در هتل راکوئل ساخته شده است، مهم‌ترین و شاخص‌ترین ویژگی این هتل، سقف منحنی تزئینی لابی آن است. این سقف شیشه‌ای رنگارنگ اشعه‌های ملایمی از نور آفتاب را به اتاق‌ها و سالن‌های زیر آن بازتاب می‌دهد که در نوع خودش جالب است.

هتل راکوئل - شهر هاوانا - کوبا

 

گالری ملی ویکتوریا - شهر ملبورن - استرالیا

گالری ملی ویکتوریا در شهر ملبورن قدیمی‌ترین گالری استرالیا محسوب می‌شود و در دو ساختمان واقع شده است که در آن ها بیش از 70،000 اثر هنری نگهداری می‌شود. در این گالری انواع و اقسام کارهای هنری از آثار تاریخی گرفته تا آثار هنری مربوط به دنیای مد و معماری و هنرهای دیگر به نمایش گذاشته می‌شود. گذشته از همه این مسائل، سقف گالری ملی ویکتوریا خودش به تنهایی یک شاهکار هنری به حساب می‌آید. این سقف شیشه‌ای بزرگ‌ترین قطعه شیشه معلق دنیا محسوب می‌شود و کل سالن را پوشانده است.

گالری ملی ویکتوریا - شهر ملبورن - استرالیا

 

مرکز فرهنگی شیکاگو - شهر شیکاگو - ایالت ایلینوی

در مرکز فرهنگی شیکاگو نه تنها یک گنبد شیشه‌ای، بلکه دو گنبد شیشه‌ای بزرگ وجود دارد. این بنا یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شیکاگو به حساب می‌آید و زمانی یک کتابخانه بوده است. در این مرکز فرهنگی صدها رویداد رایگان و عمومی در طول سال برگزار می‌شود و در آن انواع و اقسام رویدادهای هنری، نمایشگاه‌های هنری و رویدادهای مربوط به فیلم و ادبیات و ... میزبانی می‌شود.

مرکز فرهنگی شیکاگو - شهر شیکاگو - ایالت ایلینوی

 

مرکز خرید پرینتمپس - شهر پاریس - فرانسه

پرینتمپس یک مرکز خرید لوکس است که در سه ساختمان و 25 طبقه در مرکز پاریس واقع شده است. این مرکز خرید گذشته از جذابیت‌هایی که برای خریداران دارد، برای توریست‌ها نیز همیشه جالب بوده است. این مرکز خرید معماری بسیار زیبایی دارد و سقف گنبدی شیشه‌ای زیبایش از خارج از ساختان نیز دیده می شود. اگر از بازدید از سقف های شیشه‌ای خوشتان می‌آید، به شما توصیه می‌کنیم که سری هم به گالری لافایت در پاریس بزنید و از سقف زیبای شیشه‌ای آن به همراه درخت کریسمس بزرگی که هر ساله در آن بنا می‌شود، دیدن کنید.

مرکز خرید پرینتمپس - شهر پاریس - فرانسه

 

ساختمان قدیمی کاپیتول ایلات لوئیزیانا

در این ساختمان، گنبد شیشه‌ای بسیار زیبایی وجود دارد که در آن رنگ‌های بسیار جذابی کار شده است و قدمت آن به دهه 1880 میلادی باز می‌گردد. این بنا به خاطر زیبایی بی‌نظیری که دارد، با نام قلعه لوئیزیانا نیز شناخته می‌شود و بازی رنگ‌ها در آن هر بازدیدکننده‌ای را به وجد می‌آورد.

ساختمان قدیمی کاپیتول ایلات لوئیزیانا

 

موزه بریتانیا - شهر لندن - انگلستان

در موزه بریتانیا کلکسیون بسیار ارزشمندی نگهداری می‌شود و شما به راحتی می‌توانید ساعت‌های متوالی را به بازدید از گالری‌های متعدد آن اختصاص دهید. اما اگر یک زمانی برایتان این فرصت فراهم شد که از موزه بریتانیا دیدن کنید، یادتان باشد که چند دقیقه‌ای را هم به تماشای گنبد منحصر به فرد شیشه‌ای آن بنشینید و زیبایی‌های آن را با دقت تمام نظاره‌گر باشید. این سقف شیشه‌ای از 3.312 قطعه شیشه‌ای ساخته شده است و در مرکز آن یک پلکان پهن وجود دارد که به عنوان ورودی بزرگ همه گالری‌های موزه به حساب می‌آید.

موزه بریتانیا - شهر لندن - انگلستان

 

فروشگاه چیلدرنز ورلد (دتسکای میر) - شهر مسکو - روسیه

فروشگاه چیلدرنز ورید یا همان دتسکای میر زمانی به عنوان بزرگ‌ترین اسباب‌بازی فروشی دنیا شناخته می‌شد. تا اینکه در این فروشگاه یک بازسازی اساسی انجام شد و دوباره در سال 2014 درب‌هایش به روی عموم باز شد و از آن موقع تاکنون به عنوان بزرگ‌ترین اسباب‌بازی فروشی روسیه به حساب می‌آید و هنوز که هنوز است این رکورد را حفظ کرده است. از این مسائل که بگذریم، جالب است بدانید که امروزه کاربری این فروشگاه، یک مرکز خرید چند منظوره است که در آن فروشگاه های متنوع دیگری نیز وجود دارد. از طرفی این فروشگاه بزرگ مخصوص کودک با یک سقف شیشه‌ای جذاب پوشانده شده است که خانواده‌ها می‌توانند در زیر پوشش آن دور هم جمع شوند و دمی را با آرامش کامل سپری کنند.

فروشگاه چیلدرنز ورلد (دتسکای میر) - شهر مسکو - روسیه

 

بروکفیلد پلیس - شهر تورنتو - کانادا

بروکفیلد پلیس تورنتو یک مجموعه اداری بزرگ است که در آن 49 طبقه دفتر کاری وجود دارد، اما با این حال توریست‌ها دوست دارند که از آن بازدید داشته باشند. در داخل گالری آلن لامبرت در طبقه همکف این ساختمان، یکی از جذاب‌ترین قسمت های این ساختمان دیده می‌شود و آن سقف شیشه‌ای آن است. با قدم‌زدن در این قسمت از ساختمان بروکفیلد پلیس احساس خواهید کرد که در خیابانی زیبا با حال و هوای سبک پست مدرن قدم می‌زنید که دو طرف آن نیز درخت‌هایی کاشته شده است! سقف این بخش از بروکفیلد پلیس به اندازه ارتفاع 6 طبقه بالا رفته است و به صورت یک طاق ساخته شده است. جالب است بدانید که در زمان های تعطیلات، یک نمایش خارق العاده از بازی نورها در این ساختمان اجرا می‌شود که نمایش آن کاملا وابسته به این سقف شیشه‌ای جذاب است و تماشای نمایش آن حتما برایتان جالب خواهد بود.

بروکفیلد پلیس - شهر تورنتو - کانادا


  • سجاد ورمزیار